پایان نامه - پروژه و مقاله



جستجو


آخرین مطالب


 




امروزه استفاده از خودروهای الكتریكی كه در آن ها موتور الكتریكی به تنهایی نیروی پیشران را تولید می كند مرسوم نشده است. اولین عامل هزینه بسیار بالای تولید این خودروها می باشد كه باعث افزایش قیمت آن ها می گردد. علاوه بر این این خودروها به ازای هر بار شارژ شدن مسافت كمی را طی می كنند. از طرف دیگر مدت زمان لازم برای شارژ باطری در این خودروها بسیار زیاد است كه استفاده از این خودرو ها را نسبت به خودروهای احتراقی محدود نموده است ]1[.
بر طبق آمار بدست آمده در سال 1980، حدود 30 در صد از كل آلودگی كربنی تولید شده در ایالات متحده در اثر استفاده از موتورهای احتراقی[2] بوده كه این میزان در سال 2000 به 40 درصد افزایش پیدا كرده است. یک موتور احتراقی معمولا در بهترین شرایط، بازدهی در حدود 32 درصد دارد. در حالت عادی، بازده موتور احتراقی معمولی در شهر حدود 18 درصد و در بزرگراه ها حدود 26 درصد است ]2[. یكی از راهكارهایی كه برای بالا بردن بازده موتورهای احتراقی بكار میرود پایین آوردن مصرف سوخت آن ها می باشد. به این صورت آلودگی خودروها را نیز می توان كاهش داد.
از معایب خودروهای احتراقی می توان به موارد زیر اشاره كرد ]2[:

  • اندازه موتور احتراقی بگونه ای است كه بتوانند قدرت لازم جهت شتاب گیری مطلوب را برای خودرو فراهم كنند. لذا این موتورها معمولا حجیم و سنگین هستند.
  • راندمان حرارتی این موتورها بستگی زیادی به نقطه كار آن ها دارد و دائما در طول حركت اتومبیل بسته به شرایط تغییر می كند. بعلاوه چون این موتورها باید بگونه ای طراحی شوند كه پاسخگوی نیاز خودرو در هنگام شتاب گیری باشند، در مواقع عادی راندمان بسیار پایینی دارند.
  • كل انرژی جنبشی خودرو در هنگام ترمز گیری به گرما تبدیل شده و به هدر می رود.

با بررسی انجام شده توسط پژوهشگران متوجه این مساله شده اند كه استفاده از خودرو های هیبرید الكتریكی می تواند پاسخگوی مطالب بیان شده باشد. خودروی هیبرید[3] به خودرویی گفته می شود كه برای تولید قدرت از دو یا چند منبع تولید كننده انرژی و مبدل انرژی بهره می برد. امروزه استفاده از منابع انرژی نو در خودروهای هیبرید با استقبال چشمگیری روبرو شده است. معمول ترین منبع انرژی نو كه در این خودروها بكار میرود، پیل سوختی می باشد. همچنین از باطری نیز در این خودروها استفاده می شود. با بكارگیری خودروهای هیبرید امكان استفاده از قابلیت های هر دو نوع خودروی احتراقی و الكتریكی فراهم می گردد. بنابراین با بهره گرفتن از خودروهای هیبرید آلودگی زیست محیطی كاهش می یابد همچنین قدرت شتاب گیری ماشین تقویت می شود ]3[. با توجه به استفاده از دو منبع اصلی پیل سوختی و كمكی باطری، كنترل این دو منبع مساله ای پیچیده می باشد. با كنترل این دو منبع می توان میزان مصرف سوخت خودرو، سطح آلودگی تولید شده و همجنین میزان شارژ باطری ها را تعیین نمود.
با توجه به مطالب مطرح شده، هدف استفاده از خودروهای هیبرید این است كه از مزایای هر دو موتور احتراقی و الكتریكی استفاده شده و معایب آن ها نیز مرتفع گردد. برخی از نقاط ضعف موتورهای احتراقی در زیر ارائه شده است ]2[.

  • با بكارگیری سیستم رانش الكتریكی در كنار سیستم رانش احتراقی، بخش عمده ای از توان خودرو در مواقع شتاب گیری و شیب پیمایی توسط سیستم الكتریكی تامین می شود. بنابراین اندازه موتور احتراقی كاهش می یابد.
  • شرایط كاری موتور احتراقی بطور كامل یا جزیی از شرایط كاری خودرو نظیر سرعت، شتاب، گشتاور و توان می باشد و در نتیجه موتور احتراقی در اكثر موارد در محدوده راندمان حداكثر خودش كار می كند.

  • امروزه استفاده از خودروهای الكتریكی كه در آن ها موتور الكتریكی به تنهایی نیروی پیشران را تولید می كند مرسوم نشده است. اولین عامل هزینه بسیار بالای تولید این خودروها می باشد كه باعث افزایش قیمت آن ها می گردد. علاوه بر این این خودروها به ازای هر بار شارژ شدن مسافت كمی را طی می كنند. از طرف دیگر مدت زمان لازم برای شارژ باطری در این خودروها بسیار زیاد است كه استفاده از این خودرو ها را نسبت به خودروهای احتراقی محدود نموده است ]1[.
    بر طبق آمار بدست آمده در سال 1980، حدود 30 در صد از كل آلودگی كربنی تولید شده در ایالات متحده در اثر استفاده از موتورهای احتراقی[2] بوده كه این میزان در سال 2000 به 40 درصد افزایش پیدا كرده است. یک موتور احتراقی معمولا در بهترین شرایط، بازدهی در حدود 32 درصد دارد. در حالت عادی، بازده موتور احتراقی معمولی در شهر حدود 18 درصد و در بزرگراه ها حدود 26 درصد است ]2[. یكی از راهكارهایی كه برای بالا بردن بازده موتورهای احتراقی بكار میرود پایین آوردن مصرف سوخت آن ها می باشد. به این صورت آلودگی خودروها را نیز می توان كاهش داد.
    از معایب خودروهای احتراقی می توان به موارد زیر اشاره كرد ]2[:

    • اندازه موتور احتراقی بگونه ای است كه بتوانند قدرت لازم جهت شتاب گیری مطلوب را برای خودرو فراهم كنند. لذا این موتورها معمولا حجیم و سنگین هستند.
    • راندمان حرارتی این موتورها بستگی زیادی به نقطه كار آن ها دارد و دائما در طول حركت اتومبیل بسته به شرایط تغییر می كند. بعلاوه چون این موتورها باید بگونه ای طراحی شوند كه پاسخگوی نیاز خودرو در هنگام شتاب گیری باشند، در مواقع عادی راندمان بسیار پایینی دارند.
    • كل انرژی جنبشی خودرو در هنگام ترمز گیری به گرما تبدیل شده و به هدر می رود.

    با بررسی انجام شده توسط پژوهشگران متوجه این مساله شده اند كه استفاده از خودرو های هیبرید الكتریكی می تواند پاسخگوی مطالب بیان شده باشد. خودروی هیبرید[3] به خودرویی گفته می شود كه برای تولید قدرت از دو یا چند منبع تولید كننده انرژی و مبدل انرژی بهره می برد. امروزه استفاده از منابع انرژی نو در خودروهای هیبرید با استقبال چشمگیری روبرو شده است. معمول ترین منبع انرژی نو كه در این خودروها بكار میرود، پیل سوختی می باشد. همچنین از باطری نیز در این خودروها استفاده می شود. با بكارگیری خودروهای هیبرید امكان استفاده از قابلیت های هر دو نوع خودروی احتراقی و الكتریكی فراهم می گردد. بنابراین با بهره گرفتن از خودروهای هیبرید آلودگی زیست محیطی كاهش می یابد همچنین قدرت شتاب گیری ماشین تقویت می شود ]3[. با توجه به استفاده از دو منبع اصلی پیل سوختی و كمكی باطری، كنترل این دو منبع مساله ای پیچیده می باشد. با كنترل این دو منبع می توان میزان مصرف سوخت خودرو، سطح آلودگی تولید شده و همجنین میزان شارژ باطری ها را تعیین نمود.
    با توجه به مطالب مطرح شده، هدف استفاده از خودروهای هیبرید این است كه از مزایای هر دو موتور احتراقی و الكتریكی استفاده شده و معایب آن ها نیز مرتفع گردد. برخی از نقاط ضعف موتورهای احتراقی در زیر ارائه شده است ]2[.

    • با بكارگیری سیستم رانش الكتریكی در كنار سیستم رانش احتراقی، بخش عمده ای از توان خودرو در مواقع شتاب گیری و شیب پیمایی توسط سیستم الكتریكی تامین می شود. بنابراین اندازه موتور احتراقی كاهش می یابد.
    • شرایط كاری موتور احتراقی بطور كامل یا جزیی از شرایط كاری خودرو نظیر سرعت، شتاب، گشتاور و توان می باشد و در نتیجه موتور احتراقی در اكثر موارد در محدوده راندمان حداكثر خودش كار می كند.
    • در هنگام ترمز گیری، موتور الكتریكی بصورت ژنراتور عمل كرده و انرژی جنبشی خودرو را تا اندازه زیاد بازیافت می كند. این انرژی در هنگام شتاب گیری مجددا به خودرو برگردانده می شود.

    با توجه به خودروهای هیبریدی در سال های اخیر مطالعات بسیاری درباره طراحی و ساخت این نوع از خودروها انجام شده است.
    1-2 ساختارهای نوین در خودرو
    یكی از مسائل مهم در استفاده از خودروهای با موتور احتراقی، آلودگی محیط زیست می باشد. استفاده از خودروهای احتراقی باعث آسیب های جدی محیط زیست و در نتیجه آن برای بشر شده است. ارتباط تنگاتنگی بین آلودگی محیط زیست بویژه در مناطق شهری با نحوه عملكرد خودروها وجود دارد. با بررسی انواع آلودگی های ناشی از خودروها و اثرات هر یک از آنها در آسیب رساندن به محیط زیست، استانداردها و حدود مشخصی برای هر یک از آلاینده ها تعیین كرده اند. هیدروكربن ها، اكسیدهای نیتروژن، منوكسید كربن و ذرات معلق مهمترین پارامترهایی هستند كه در تمامی استانداردهای مطرح شده مورد توجه قرار گرفته اند. دی اكسید كربن و دی اكسید گوگرد از محصولات ناشی از احتراق سوخت های فسیلی در موتورهای احتراق داخلی می باشند ]4[.
    با توجه به روند رو به كاهش سوخت های فسیلی و نوسان های شدید بازار نفت، تحول در فن آوریهای معمول مورد استفاده در صنعت خودرو امری ضروری بنظر می رسد. همچنین مصرف انرژی هر روز در حال افزایش است كه این افزایش را می توان در كاهش مقدار ذخایر نفت در انبار های كشورهای صنعتی و قیمت جهانی نفت ملاحظه كرد. از طرفی تعداد خودروهای در حال استفاده روز به روز در حال افزایش است. بنابراین با توجه به مباحث مطرح شده منابع موجود قادر به تامین نیازهای انرژی جامعه بشری نمی باشد.
    تا به اینجا برخی از مشكلات استفاده از خودروهای احتراقی مطرح گردید. بنابراین بایستی برای غلبه بر مشكلات ذكر شده خودرو های با مصرف سوخت و آلودگی كمتر را بكار گرفت.
    1-3 تاریخچه خودروهای هیبریدی
    1-4 ساختار خودروهای هیبرید
    خودروی هیبرید از دو یا چند منبع انرژی و مبدل انرژی برای تولید قدرت استفاده می كند. اگر یكی از منابع بكار رفته منبع الكتریكی باشد، به خودرو هیبرید الكتریكی گفته می شود. در شكل زیر ساختار خودروهای هیبرید الكتریكی نشان داده شده است.
    شكل 1-1: ساختار خودروهای هیبرید الكتریكی
    با توجه به شكل 1-1 واضح است كه هر دو سیستم انتقال قدرت با هم در توان مورد نیاز خودرو را تولید می كننتد. توان تولیدی هر یک از سیستم های انتقال قدرت با یكدیگر جمع شده و به چرخ ها انتقال داده می شود. از طرفی هریک از این سیستم ها قادرند كه هم تزریق كننده انرژی باشند و هم دریافت كننده انرژی. همانطور كه از شكل مشخص است سیستم 1 یكطرفه است یعنی فقط می توان از سیستم 1 انرژی دریافت كرد و به آن نمی توان انرژی داد. در صورتی كه سیستم 2 دو طرفه بعبارتی هم تزریق كننده انرژی و هم دریافت كننده انرژی می باشد.
    اگر در شكل 1-1 برای منبع و مبدل سیستم 1 از سوخت فسیلی و موتور احتراقی و برای منبع و مبدل سیستم 2 از باطری و موتور الكتریكی استفاده كرد نتیجه یک خودروی هیبرید خواهد بود. این خودروی الكتریكی می تواند در بخش الكتریكی انرژی را جذب كند. در این خودروی هیبرید باطری های سیستم الكتریكی را از طریق چرخ ها (بازیابی انرژی ناشی از ترمز) شارژ كرد.
    1-5 پیل سوختی
    پیل‌‌سوختی نوعی سلول الكتروشیمیایی است كه انرژی شیمیایی حاصل از واكنش را مستقیماً به انرژی الكتریكی تبدیل می‌کند. سازه و بدنه اصلی پیل‌سوختی از الكترولیت، الكترود آند و الكترود كاتد تشكیل شده است. پیل سوختی یک دستگاه تبدیل انرژی است كه به لحاظ نظری تا زمانی كه ماده اكسید كننده و سوخت در الكترودهای آن تأمین شود قابلیت تولید انرژی الكتریكی را دارد. البته در عمل استهلاك، خوردگی و بد عمل كردن اجزای تشكیل دهنده، طول عمر پیل‌سوختی را كاهش می‌دهد ]8-7[.

    مقالات و پایان نامه ارشد

  •  

  • در هنگام ترمز گیری، موتور الكتریكی بصورت ژنراتور عمل كرده و انرژی جنبشی خودرو را تا اندازه زیاد بازیافت می كند. این انرژی در هنگام شتاب گیری مجددا به خودرو برگردانده می شود.

با توجه به خودروهای هیبریدی در سال های اخیر مطالعات بسیاری درباره طراحی و ساخت این نوع از خودروها انجام شده است.
1-2 ساختارهای نوین در خودرو
یكی از مسائل مهم در استفاده از خودروهای با موتور احتراقی، آلودگی محیط زیست می باشد. استفاده از خودروهای احتراقی باعث آسیب های جدی محیط زیست و در نتیجه آن برای بشر شده است. ارتباط تنگاتنگی بین آلودگی محیط زیست بویژه در مناطق شهری با نحوه عملكرد خودروها وجود دارد. با بررسی انواع آلودگی های ناشی از خودروها و اثرات هر یک از آنها در آسیب رساندن به محیط زیست، استانداردها و حدود مشخصی برای هر یک از آلاینده ها تعیین كرده اند. هیدروكربن ها، اكسیدهای نیتروژن، منوكسید كربن و ذرات معلق مهمترین پارامترهایی هستند كه در تمامی استانداردهای مطرح شده مورد توجه قرار گرفته اند. دی اكسید كربن و دی اكسید گوگرد از محصولات ناشی از احتراق سوخت های فسیلی در موتورهای احتراق داخلی می باشند ]4[.
با توجه به روند رو به كاهش سوخت های فسیلی و نوسان های شدید بازار نفت، تحول در فن آوریهای معمول مورد استفاده در صنعت خودرو امری ضروری بنظر می رسد. همچنین مصرف انرژی هر روز در حال افزایش است كه این افزایش را می توان در كاهش مقدار ذخایر نفت در انبار های كشورهای صنعتی و قیمت جهانی نفت ملاحظه كرد. از طرفی تعداد خودروهای در حال استفاده روز به روز در حال افزایش است. بنابراین با توجه به مباحث مطرح شده منابع موجود قادر به تامین نیازهای انرژی جامعه بشری نمی باشد.
تا به اینجا برخی از مشكلات استفاده از خودروهای احتراقی مطرح گردید. بنابراین بایستی برای غلبه بر مشكلات ذكر شده خودرو های با مصرف سوخت و آلودگی كمتر را بكار گرفت.
1-3 تاریخچه خودروهای هیبریدی
1-4 ساختار خودروهای هیبرید
خودروی هیبرید از دو یا چند منبع انرژی و مبدل انرژی برای تولید قدرت استفاده می كند. اگر یكی از منابع بكار رفته منبع الكتریكی باشد، به خودرو هیبرید الكتریكی گفته می شود. در شكل زیر ساختار خودروهای هیبرید الكتریكی نشان داده شده است.
شكل 1-1: ساختار خودروهای هیبرید الكتریكی
با توجه به شكل 1-1 واضح است كه هر دو سیستم انتقال قدرت با هم در توان مورد نیاز خودرو را تولید می كننتد. توان تولیدی هر یک از سیستم های انتقال قدرت با یكدیگر جمع شده و به چرخ ها انتقال داده می شود. از طرفی هریک از این سیستم ها قادرند كه هم تزریق كننده انرژی باشند و هم دریافت كننده انرژی. همانطور كه از شكل مشخص است سیستم 1 یكطرفه است یعنی فقط می توان از سیستم 1 انرژی دریافت كرد و به آن نمی توان انرژی داد. در صورتی كه سیستم 2 دو طرفه بعبارتی هم تزریق كننده انرژی و هم دریافت كننده انرژی می باشد.
اگر در شكل 1-1 برای منبع و مبدل سیستم 1 از سوخت فسیلی و موتور احتراقی و برای منبع و مبدل سیستم 2 از باطری و موتور الكتریكی استفاده كرد نتیجه یک خودروی هیبرید خواهد بود. این خودروی الكتریكی می تواند در بخش الكتریكی انرژی را جذب كند. در این خودروی هیبرید باطری های سیستم الكتریكی را از طریق چرخ ها (بازیابی انرژی ناشی از ترمز) شارژ كرد.
1-5 پیل سوختی
پیل‌‌سوختی نوعی سلول الكتروشیمیایی است كه انرژی شیمیایی حاصل از واكنش را مستقیماً به انرژی الكتریكی تبدیل می‌کند. سازه و بدنه اصلی پیل‌سوختی از الكترولیت، الكترود آند و الكترود كاتد تشكیل شده است. پیل سوختی یک دستگاه تبدیل انرژی است كه به لحاظ نظری تا زمانی كه ماده اكسید كننده و سوخت در الكترودهای آن تأمین شود قابلیت تولید انرژی الكتریكی را دارد. البته در عمل استهلاك، خوردگی و بد عمل كردن اجزای تشكیل دهنده، طول عمر پیل‌سوختی را كاهش می‌دهد ]8-7[.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1400-05-09] [ 10:48:00 ب.ظ ]




:

کلمات کلیدی: کشت بافت،lipoferrum Azospirillum، Pseudomonas fluorescent، فیتوهورمون، پپرومیا.

 1-1 گیاه­شناسی پپرومیا  

گیاه پپرومیا (برگ قاشقی) از جنسPeperomia و خانواده Piperaceae می­باشد. این جنس دارای بیش از ۱۰۰۰ گونه مختلف از گیاهان همیشه­سبز بالارونده است که اغلب آنها برگ­های زیبایی دارند. گونه مذکور بومی نواحی استوایی آمریکا بوده و گیاهی است بسیار کم رشد که ارتفاع آن به حدود ۸ تا ۲۵ سانتی­متر می­رسد. برگ­های آن بسیار زیاد و قلبی شکل می­باشند که از قسمت مرکزی گیاه خارج می­شوند. برگ­های پپرومیا صورتی کمرنگ می­باشد. گل­ها به رنگ سفید و به شکل گل آذین سنبله مانند و به طول ۱۲ تا ۱۵ سانتی­متر هستند و از اوایل بهار تا اواخر پاییز به چشم می­خورند. این گیاه به نور متوسط، حرارت زیاد، خاک همیشه مرطوب، رطوبت ۵۰ تا ۹۰ درصد و خاک قلیایی احتیاج دارد. کود مورد نیاز این گیاه را می‌توان به میزان ۲ گرم در لیتر، هر دو هفته یکبار از فروردین تا مهرماه، مورد استفاده قرار داد (کریمی، 1390).

1-2 نگهداری گیاه پپرومیا  

پپرومیا گیاهی است گرمسیری با برگ­های چرمی شکل و قاشقی (شکل1-1)، این گیاه دارای نیاز آبی کم (بسته به شرایط محیط) می­باشد، و همچنین نیاز نوری کمی دارد و سایه آپارتمان را به خوبی تحمل می­ کند، هم بصورت مجزا و هم در کاشت گروهی زیباست. این گیاه اگرچه رشد سریعی ندارد، ولی در هر شرایطی در آپارتمان پرورش می­یابد. معمولا آن­ها را در تراریوم و باغ شیشه ­ای یا مجموعه­ی گل­های یک سبد پرورش می­دهند. با توجه به شکل ظاهری و نحوه­ رشد آنها را به سه گروه تقسیم نموده ­اند: گروه اول: بوته­ای که دارای دمبرگ­های قرمز هستند، بعضی نیز برگ­های گوشتی و قلبی شکل دارند، گروه دوم: دارای ساقه­های بلند و قرمز رنگ هستند و بعضی ساقه­های گوشتی دارند و لبه برگ­ها ارغوانی است و گاه سطح برگ با موهای بسیار ظریفی پوشیده شده است. گروه سوم: گروه بالارونده که به داربست یا قیم بسته می­شوند و بالا می­روند، با اینکه از گلدان آویزان می­شوند و دارای ساقه­های قرمز و بسیار ظریف نقره­ای و بعضی دارای برگ­های سبز آبدار هستند و بخصوص برای گلدان­های آویز بسیار مناسبند. گیاه پپرومیا یک ساقه گل­دهنده با شاتون­های سبز رنگ تولید می­ کند که ارزش زینتی ندارد، زمانی که این گیاه به گل می­رود، کیفیت برگ­ها و زیبایی آن کمتر می­ شود، با حذف ساقه­های گل­دهنده می­توان گیاه را مرتب به حالت رویشی و نونهالی مشاهده کرد. این گیاه به سرمای زیاد مقاومت ندارد و حداکثر می ­تواند در زمستان 15 درجه سانتی ­گراد را تحمل نماید و در فصل رشد دمای 24 تا 30 درجه برای آن بسیار مناسب است. این گیاه در زیر تابش اشعه فلورسنت پژمرده می­ شود و نیاز چندانی به آب ندارد و همیشه مقدار زیادی آب در برگ­های آن وجود دارد و سطح خاک گلدان بین دو آبیاری باید کاملا خشک شود، ولی نباید آبیاری آنقدر به تعویق افتد که برگ­ها پژمرده شوند. در زمستان به آب ولرم نیاز دارد و مقدار آبیاری باید بسیار کمتر باشد، ریشه آن سطحی است و گسترش چندانی ندارد و در هوای آلوده، زرد و خشک می­ شود، در صورت آب دادن زیاد اطراف یقه ساقه، موجب پوسیدگی اطراف آن می­ شود. میزان رطوبت هوای لازم برای این گیاه حدود 50 درصد است، چنانچه رطوبت و حرارت و سرما از حد خود تجاوز کند، لکه­هایی بر سطح برگ ظاهر می­شوند، برگ را بی­حس می­ کنند و می­افتد. هر دوماه یکبار سطح خاک گلدان را باید خراش داد تا هوا به داخل آن نفوذ کند و در فصل بهار گلدان را در فضای آزاد در محلی سایه قرار دهید تا حالت طبیعی خود را به دست آورد. هر اندازه قابلیت نفوذ خاک این گیاه بیشتر باشد ریشه و ساقه از پوسیدگی محفوظ خواهد بود. بهتر است برای تهیه خاک گلدان این گیاه یک قسمت پیت بعلاوه یک قسمت ماسه به همراه یک قسمت خاک

:

کلمات کلیدی: کشت بافت،lipoferrum Azospirillum، Pseudomonas fluorescent، فیتوهورمون، پپرومیا.

 1-1 گیاه­شناسی پپرومیا  

گیاه پپرومیا (برگ قاشقی) از جنسPeperomia و خانواده Piperaceae می­باشد. این جنس دارای بیش از ۱۰۰۰ گونه مختلف از گیاهان همیشه­سبز بالارونده است که اغلب آنها برگ­های زیبایی دارند. گونه مذکور بومی نواحی استوایی آمریکا بوده و گیاهی است بسیار کم رشد که ارتفاع آن به حدود ۸ تا ۲۵ سانتی­متر می­رسد. برگ­های آن بسیار زیاد و قلبی شکل می­باشند که از قسمت مرکزی گیاه خارج می­شوند. برگ­های پپرومیا صورتی کمرنگ می­باشد. گل­ها به رنگ سفید و به شکل گل آذین سنبله مانند و به طول ۱۲ تا ۱۵ سانتی­متر هستند و از اوایل بهار تا اواخر پاییز به چشم می­خورند. این گیاه به نور متوسط، حرارت زیاد، خاک همیشه مرطوب، رطوبت ۵۰ تا ۹۰ درصد و خاک قلیایی احتیاج دارد. کود مورد نیاز این گیاه را می‌توان به میزان ۲ گرم در لیتر، هر دو هفته یکبار از فروردین تا مهرماه، مورد استفاده قرار داد (کریمی، 1390).

1-2 نگهداری گیاه پپرومیا  

پپرومیا گیاهی است گرمسیری با برگ­های چرمی شکل و قاشقی (شکل1-1)، این گیاه دارای نیاز آبی کم (بسته به شرایط محیط) می­باشد، و همچنین نیاز نوری کمی دارد و سایه آپارتمان را به خوبی تحمل می­ کند، هم بصورت مجزا و هم در کاشت گروهی زیباست. این گیاه اگرچه رشد سریعی ندارد، ولی در هر شرایطی در آپارتمان پرورش می­یابد. معمولا آن­ها را در تراریوم و باغ شیشه ­ای یا مجموعه­ی گل­های یک سبد پرورش می­دهند. با توجه به شکل ظاهری و نحوه­ رشد آنها را به سه گروه تقسیم نموده ­اند: گروه اول: بوته­ای که دارای دمبرگ­های قرمز هستند، بعضی نیز برگ­های گوشتی و قلبی شکل دارند، گروه دوم: دارای ساقه­های بلند و قرمز رنگ هستند و بعضی ساقه­های گوشتی دارند و لبه برگ­ها ارغوانی است و گاه سطح برگ با موهای بسیار ظریفی پوشیده شده است. گروه سوم: گروه بالارونده که به داربست یا قیم بسته می­شوند و بالا می­روند، با اینکه از گلدان آویزان می­شوند و دارای ساقه­های قرمز و بسیار ظریف نقره­ای و بعضی دارای برگ­های سبز آبدار هستند و بخصوص برای گلدان­های آویز بسیار مناسبند. گیاه پپرومیا یک ساقه گل­دهنده با شاتون­های سبز رنگ تولید می­ کند که ارزش زینتی ندارد، زمانی که این گیاه به گل می­رود، کیفیت برگ­ها و زیبایی آن کمتر می­ شود، با حذف ساقه­های گل­دهنده می­توان گیاه را مرتب به حالت رویشی و نونهالی مشاهده کرد. این گیاه به سرمای زیاد مقاومت ندارد و حداکثر می ­تواند در زمستان 15 درجه سانتی ­گراد را تحمل نماید و در فصل رشد دمای 24 تا 30 درجه برای آن بسیار مناسب است. این گیاه در زیر تابش اشعه فلورسنت پژمرده می­ شود و نیاز چندانی به آب ندارد و همیشه مقدار زیادی آب در برگ­های آن وجود دارد و سطح خاک گلدان بین دو آبیاری باید کاملا خشک شود، ولی نباید آبیاری آنقدر به تعویق افتد که برگ­ها پژمرده شوند. در زمستان به آب ولرم نیاز دارد و مقدار آبیاری باید بسیار کمتر باشد، ریشه آن سطحی است و گسترش چندانی ندارد و در هوای آلوده، زرد و خشک می­ شود، در صورت آب دادن زیاد اطراف یقه ساقه، موجب پوسیدگی اطراف آن می­ شود. میزان رطوبت هوای لازم برای این گیاه حدود 50 درصد است، چنانچه رطوبت و حرارت و سرما از حد خود تجاوز کند، لکه­هایی بر سطح برگ ظاهر می­شوند، برگ را بی­حس می­ کنند و می­افتد. هر دوماه یکبار سطح خاک گلدان را باید خراش داد تا هوا به داخل آن نفوذ کند و در فصل بهار گلدان را در فضای آزاد در محلی سایه قرار دهید تا حالت طبیعی خود را به دست آورد. هر اندازه قابلیت نفوذ خاک این گیاه بیشتر باشد ریشه و ساقه از پوسیدگی محفوظ خواهد بود. بهتر است برای تهیه خاک گلدان این گیاه یک قسمت پیت بعلاوه یک قسمت ماسه به همراه یک قسمت خاک باغچه استفاده شود و کف گلدان مقداری ماسه و سنگریزه بریزید، زمان مناسب برای تغییر گلدان این گیاه فصل بهار است. پپرومیای ابلق یا سفید با قلمه­های بذر و ساقه تکثیر می­ شود و پپرومیای سبز با قلمه­های برگ و ساقه تکثیر می­ شود. بهتر است در بهار و تابستان از قلمه­های یک ساله برای گیاه استفاده نمود و برای این کار قلمه را به میزان 4 تا 5 سانتی­متر در ماسه شسته فرو برده و در محلی که دمای آن 18 درجه باشد در تاریکی قرار می­دهند. در مورد انواع گوشتی آن برگ را روی سطح ماسه خوابانیده و روی آن ماسه شسته می­ریزند، پس از مدتی در انتهای رگبرگ­ها ریشه ظاهر می­ شود (کریمی، 1390).

1-3 نقش کشت بافت در تکثیر گیاهان

تكنیک كشت بافت گیاهی نقش كلیدی در انقلاب سبز دوم دارد كه در این انقلاب تغییرات ژنی و بیوتكنولوژی جهت پیشرفت كیفیت و كمیت محصولات زراعی بكار می­روند. این تكنولوژی برای محدوده وسیعی از گیاهان زراعی و گونه­ های درختی جهت حل مشكلات بكار گرفته شده است. این روش بواسطه تلاش­ های مداوم و پیگیر تعداد زیادی از دانشمندان كه كارهای پایه­ای انجام داده­­­اند، ممكن شده است. كشت بافت گیاهی اصطلاحی است كه بطور كلی برای رشد درون شیشه ­ای و عاری از بیماری گیاه بر روی محیط مغذی بكار می­رود. این تكنولوژی بر سه اصل اساسی استوار است (باقری و همکاران، 1381):

  • قسمتی كه باید از گیاه اصلی جدا شود.
  • ریزنمونه باید در شرایط شیمیایی (محیط كشت) و فیزیكی (محیطی) تعریف شده نگهداری شود.
  • شرایط استریل و عاری از آلودگی باید حفظ شود

شکل 1-1 گیاه پپرومیا (برگ قاشقی)

در سال 1838 شوان و شیلدن[2] نظریۀ توتی­پوتنسی[3] را ارائه نمودند. براساس این نظریه، هر سلول گیاهی، هنگامی که در محیط غذایی مصنوعی و شرایط مناسب کشت شود، می ­تواند به گیاهی جدید و کامل تبدیل شود. بعد­ها دانشمند آلمانی، هابرلند[4] (1902) برای اولین بار به بررسی این نظریه پرداخت و ادعا کرد که اگر محیط و تغذیه سلول­های کشت شده مناسب باشند، سلول­های کشت شده می­توانند، گیاهان نرمالی را بوجود آورند. اما تلاش­ های او در انجام کشت بافت ناموفق بود. او همچنین معتقد بود که قطعه قطعه کردن نامحدود بافت­های گیاهی بر روی قدرت تکثیر سلول­ها تأثیر نمی­گذارد. او استفاده از مایع موجود در کیسه جنینی و تولید جنین­های مصنوعی را از سلول­های رویشی پیشنهاد کرد (احمدیان، 1380). به دلیل تاخیر در کشف هورمون­های گیاهی، کشت بافت گیاهی پس از کشت بافت حیوانی و انسانی شروع شد. اولین کشت موفقیت­آمیز بافت­های گیاهی، توسط وایت[5] در سال 1934 انجام شد. او در سال 1939 اولین کشت موفقیت­آمیز کالوس هویج و توتون را گزارش کرد. اولین هورمون تنظیم­کننده رشد که کشف شد، اکسین بود که موفقیت بزرگی را برای کشت بافت در شرایط درون شیشه ­ای به همراه داشت. بعد از کشف تنظیم­کننده رشد کینتین در سال 1955، انگیزه بیشتری برای کشت بافت حاصل شد. بزرگ­ترین مشوق برای استفاده از فنون کشت بافت گیاهی برای تکثیر بسیاری از گونه­ ها، ممکن است کار اولیه مورل[6] روی تکثیر ارکیده و کار موراشیگ و اسکوگ[7] در 1964 در ایجاد محیط کشت جدیدی با غلظت بالای نمک­های معدنی بوده باشد (احمدیان، 1380).

1-4 ترکیبات محیط­های کشت  

محیط کشت یکی از مهم­ترین اجزاء کشت یاخته و بافت گیاهی است. کاربرد موفق فنون کشت بافت گیاهی به میزان زیادی به محیط کشتی با ترکیب صحیح بستگی دارد. ترکیب محیط­های کشت به روش خاص کشت به کار رفته تغییر می­یابد. برای نمونه روش­هایی مانند باززایی گیاهان کامل از یاخته­ها یا بافت­ها نیازمند محیط­های کشتی با ترکیبات مختلف برای آغازش هریک از مراحل توالی تکوینی است. علاوه بر ترکیب آن، نقش مهم دیگر محیط کشت فراهم کردن محیط فیزیکی مناسب برای یاخته­ها و بافت­ها برای رشد می­باشد. برای نمونه محیط­های کشت جامد، نقشی شبیه خاک را از طریق فراهم کردن یک زمینه و حامل فیزیکی که ریزنمونه­های بافت بتوانند تماس با هوا را برای تبادل گاز حفظ نمایند یا جایی که گیاهچه­های باززایی شده بتوانند ریشه دهند، ایفا می­ کنند. از سوی دیگر، کشت­های تعلیقی در حال رشد در کشت مایع در حال تکان خوردن، یاخته­ها را قادر می­سازد تا حداکثر تماس را با اجزای محیط کشت حفظ کنند و تبادل گاز­ها تسهیل شود. تمام یاخته­های گیاهی زنده برای حفظ و رشد و نمو نیازمند آب، عناصر غذایی (عناصر معدنی و ترکیبات آلی) و تنظیم­کننده­ های رشد گیاهی (هورمون­ها) هستند. ترکیبات محیط­های کشت بافت گیاهی معمولا این نیازمندی­ها را منعکس می­سازند و چندین ترکیب اختصاصی (مانند محیط کشت موراشیک و اسکوگ یا محیط ام. اس) که به طور رایج برای کشت به کار می­روند دارای ترکیبات پایه مشابهی هستند. مواد مورد نیاز برای کشت یاخته گیاهی را می­توان به سه گروه تقسیم کرد که عبارتند از: عناصر غذایی معدنی، عناصر غذایی آلی و تنظیم­کننده­ های رشد گیاهی (باقری و همکاران، 1383؛ شریفی و همکاران، 1389).

1– 4 – 1 مواد غیر آلی

عناصر غذایی غیر آلی، عناصر معدنی هستند و معمولا بر اساس غلظت­های ضروری به دو گروه تقسیم می­شوند: عناصر پر­مصرف که در مقادیر زیاد (غلظت­های میلی­مول) و عناصر کم­مصرف که تنها در غلظت­های بسیار پایین (میکرومول) ضروری می­باشند. عناصر پر­مصرف شامل: نیتروژن، گوگرد، فسفر، کلسیم، منیزیم، پتاسیم و عناصر کم­مصرف شامل: آهن، بر، کبالت، مس، ید، منگنز، مولیبدن و روی هستند. عناصر غذایی آلی در حالی که گیاهان سبز خود­پرور هستند، ولی بیشتر سیستم­های کشت حداقل در مراحل اولیه، خود­ناپرور می­باشند و به یک منبع آلی کربن و انرژی نیازمند هستند. کشت­ها برای آغاز توسعه کلروپلاست­ها و فتوسنتز اغلب در روشنایی پرورش داده می­شوند. علاوه بر یک منبع آلی از کربن و انرژی، کشت­های گیاهی ممکن است به مولکول­های آلی پیچیده برای رشد سالم نیز نیازمند می­باشند (خسروشاهلی و همکاران، 1386).

1– 4– 2 منبع کربن

پایان نامه و مقاله

 باغچه استفاده شود و کف گلدان مقداری ماسه و سنگریزه بریزید، زمان مناسب برای تغییر گلدان این گیاه فصل بهار است. پپرومیای ابلق یا سفید با قلمه­های بذر و ساقه تکثیر می­ شود و پپرومیای سبز با قلمه­های برگ و ساقه تکثیر می­ شود. بهتر است در بهار و تابستان از قلمه­های یک ساله برای گیاه استفاده نمود و برای این کار قلمه را به میزان 4 تا 5 سانتی­متر در ماسه شسته فرو برده و در محلی که دمای آن 18 درجه باشد در تاریکی قرار می­دهند. در مورد انواع گوشتی آن برگ را روی سطح ماسه خوابانیده و روی آن ماسه شسته می­ریزند، پس از مدتی در انتهای رگبرگ­ها ریشه ظاهر می­ شود (کریمی، 1390).

1-3 نقش کشت بافت در تکثیر گیاهان

تكنیک كشت بافت گیاهی نقش كلیدی در انقلاب سبز دوم دارد كه در این انقلاب تغییرات ژنی و بیوتكنولوژی جهت پیشرفت كیفیت و كمیت محصولات زراعی بكار می­روند. این تكنولوژی برای محدوده وسیعی از گیاهان زراعی و گونه­ های درختی جهت حل مشكلات بكار گرفته شده است. این روش بواسطه تلاش­ های مداوم و پیگیر تعداد زیادی از دانشمندان كه كارهای پایه­ای انجام داده­­­اند، ممكن شده است. كشت بافت گیاهی اصطلاحی است كه بطور كلی برای رشد درون شیشه ­ای و عاری از بیماری گیاه بر روی محیط مغذی بكار می­رود. این تكنولوژی بر سه اصل اساسی استوار است (باقری و همکاران، 1381):

  • قسمتی كه باید از گیاه اصلی جدا شود.
  • ریزنمونه باید در شرایط شیمیایی (محیط كشت) و فیزیكی (محیطی) تعریف شده نگهداری شود.
  • شرایط استریل و عاری از آلودگی باید حفظ شود

شکل 1-1 گیاه پپرومیا (برگ قاشقی)

در سال 1838 شوان و شیلدن[2] نظریۀ توتی­پوتنسی[3] را ارائه نمودند. براساس این نظریه، هر سلول گیاهی، هنگامی که در محیط غذایی مصنوعی و شرایط مناسب کشت شود، می ­تواند به گیاهی جدید و کامل تبدیل شود. بعد­ها دانشمند آلمانی، هابرلند[4] (1902) برای اولین بار به بررسی این نظریه پرداخت و ادعا کرد که اگر محیط و تغذیه سلول­های کشت شده مناسب باشند، سلول­های کشت شده می­توانند، گیاهان نرمالی را بوجود آورند. اما تلاش­ های او در انجام کشت بافت ناموفق بود. او همچنین معتقد بود که قطعه قطعه کردن نامحدود بافت­های گیاهی بر روی قدرت تکثیر سلول­ها تأثیر نمی­گذارد. او استفاده از مایع موجود در کیسه جنینی و تولید جنین­های مصنوعی را از سلول­های رویشی پیشنهاد کرد (احمدیان، 1380). به دلیل تاخیر در کشف هورمون­های گیاهی، کشت بافت گیاهی پس از کشت بافت حیوانی و انسانی شروع شد. اولین کشت موفقیت­آمیز بافت­های گیاهی، توسط وایت[5] در سال 1934 انجام شد. او در سال 1939 اولین کشت موفقیت­آمیز کالوس هویج و توتون را گزارش کرد. اولین هورمون تنظیم­کننده رشد که کشف شد، اکسین بود که موفقیت بزرگی را برای کشت بافت در شرایط درون شیشه ­ای به همراه داشت. بعد از کشف تنظیم­کننده رشد کینتین در سال 1955، انگیزه بیشتری برای کشت بافت حاصل شد. بزرگ­ترین مشوق برای استفاده از فنون کشت بافت گیاهی برای تکثیر بسیاری از گونه­ ها، ممکن است کار اولیه مورل[6] روی تکثیر ارکیده و کار موراشیگ و اسکوگ[7] در 1964 در ایجاد محیط کشت جدیدی با غلظت بالای نمک­های معدنی بوده باشد (احمدیان، 1380).

1-4 ترکیبات محیط­های کشت  

محیط کشت یکی از مهم­ترین اجزاء کشت یاخته و بافت گیاهی است. کاربرد موفق فنون کشت بافت گیاهی به میزان زیادی به محیط کشتی با ترکیب صحیح بستگی دارد. ترکیب محیط­های کشت به روش خاص کشت به کار رفته تغییر می­یابد. برای نمونه روش­هایی مانند باززایی گیاهان کامل از یاخته­ها یا بافت­ها نیازمند محیط­های کشتی با ترکیبات مختلف برای آغازش هریک از مراحل توالی تکوینی است. علاوه بر ترکیب آن، نقش مهم دیگر محیط کشت فراهم کردن محیط فیزیکی مناسب برای یاخته­ها و بافت­ها برای رشد می­باشد. برای نمونه محیط­های کشت جامد، نقشی شبیه خاک را از طریق فراهم کردن یک زمینه و حامل فیزیکی که ریزنمونه­های بافت بتوانند تماس با هوا را برای تبادل گاز حفظ نمایند یا جایی که گیاهچه­های باززایی شده بتوانند ریشه دهند، ایفا می­ کنند. از سوی دیگر، کشت­های تعلیقی در حال رشد در کشت مایع در حال تکان خوردن، یاخته­ها را قادر می­سازد تا حداکثر تماس را با اجزای محیط کشت حفظ کنند و تبادل گاز­ها تسهیل شود. تمام یاخته­های گیاهی زنده برای حفظ و رشد و نمو نیازمند آب، عناصر غذایی (عناصر معدنی و ترکیبات آلی) و تنظیم­کننده­ های رشد گیاهی (هورمون­ها) هستند. ترکیبات محیط­های کشت بافت گیاهی معمولا این نیازمندی­ها را منعکس می­سازند و چندین ترکیب اختصاصی (مانند محیط کشت موراشیک و اسکوگ یا محیط ام. اس) که به طور رایج برای کشت به کار می­روند دارای ترکیبات پایه مشابهی هستند. مواد مورد نیاز برای کشت یاخته گیاهی را می­توان به سه گروه تقسیم کرد که عبارتند از: عناصر غذایی معدنی، عناصر غذایی آلی و تنظیم­کننده­ های رشد گیاهی (باقری و همکاران، 1383؛ شریفی و همکاران، 1389).

1– 4 – 1 مواد غیر آلی

عناصر غذایی غیر آلی، عناصر معدنی هستند و معمولا بر اساس غلظت­های ضروری به دو گروه تقسیم می­شوند: عناصر پر­مصرف که در مقادیر زیاد (غلظت­های میلی­مول) و عناصر کم­مصرف که تنها در غلظت­های بسیار پایین (میکرومول) ضروری می­باشند. عناصر پر­مصرف شامل: نیتروژن، گوگرد، فسفر، کلسیم، منیزیم، پتاسیم و عناصر کم­مصرف شامل: آهن، بر، کبالت، مس، ید، منگنز، مولیبدن و روی هستند. عناصر غذایی آلی در حالی که گیاهان سبز خود­پرور هستند، ولی بیشتر سیستم­های کشت حداقل در مراحل اولیه، خود­ناپرور می­باشند و به یک منبع آلی کربن و انرژی نیازمند هستند. کشت­ها برای آغاز توسعه کلروپلاست­ها و فتوسنتز اغلب در روشنایی پرورش داده می­شوند. علاوه بر یک منبع آلی از کربن و انرژی، کشت­های گیاهی ممکن است به مولکول­های آلی پیچیده برای رشد سالم نیز نیازمند می­باشند (خسروشاهلی و همکاران، 1386).

1– 4– 2 منبع کربن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:48:00 ب.ظ ]




ایارن با داشتن 9% ذخایر نفت جهان و تقریبا 18% ذخایر کاز جهان مقام چهارم در نفت و مقام دوم در گاز را به خود اختصاص داده است. در ابتدای سال 1385 حجم ذخایر اثبات شده نفت و گاز این کشور به ترتیب 136 میلیارد بشکه و 28 ریلیون متر مکعب بوده که ذخیر منحصر به فردی به شمار میروند به طوریکه در سالهای اخیر شرکت ملی نفت ایران در رده بالای سهام در بین چهار شرکت بزرگ نفتی جهان قرار داشته است (کوکیی 1386-16).

شرکت ملی نفت ایران هم اکنون از ظرفیت تولید روزانه 2/4 میلیون بشکه نفت خام و متجاوز از 430 میلیون متر مکعب گاز طبیعی برخوردار است . و در سه جزیره خارک ، لاوان ، سیری از 17 اسکله برای پهلو گیری انواع کشتی های نفت کش و صدور نفت خام صادراتی بهره بردای می نمایند. از مجموع ذخایر هیدروکربوری مایع کشور 23% آن در حوزه های دریایی واقع شده اند. هم چنین بیش از 67% ذخایر گازی کشور نیز در مناطق دریایی قرار دارند . بنابراین حدود 47% کل ذخایر هیدروکربوری کشور در مناطق دریایی واقع شده اند (اقتصاد انرژی 1386*18)

چنانچه ذخایر جدید نفتی و گازی کشف نشود و نرخ تولید سال 1385 ثابت بماند ذخائر نفت خام و میعانات گازی کشور تا 87 سال و گاز طبیعی تا 178 سال اینده قادر به ادامه تولید خواهند بود. از طرفی به مرور زمان با افت فشار مخازن و کوتاه شدن ستون نفتی چاه ها و در نتیجه تولید اب و گاز اضافی ، کاهش تولید نفت خام اجتناب ناپذیر است. بر اساس تجربیات بدست امده سالیانه حدود 10% کاهش تولید طبیعی مناطق خشکی و دریایی براورد شده است. به طور کلی طی سالهای 1376 تا 1384 حدود 5/3 میلیون بشکه در روز از ظرفیت تولید نفت خام کشور کاسته شده است . شرکت ملی نفت ایران طی این سده نه تنها کاهش طبیعی تولید را جبران ننموده بلکه ظرفیت تولید نفت خام کشور در سال 1383 معادل 4253 هزار بشکه در روز و در سال 1384 معادل 4266 هزار بشکه روزانه بوده است. طی سالهای 1375 تا 1384 تولید گاز فنی کشور از 4/85 میلیارد متر مکعب به 8/158 میلیارد متر مکعب در سال افزایش یافته که این نشان دهنده 86% رشد کلی این دوره و رشد سالانه 13/7% میباشد.

دسترسی به تکنولوژی جدید برای افزایش کمی و کیفی تولید مستلزم منابع انرژی فراوانی است که منابع داخلی به تنهایی قادر به تامین آن نمی باشد و در نتیجه سرمایه گذاران خارجی بیاد به داخل کشور جلب شوند تا به کمک منابع ارزی و فناوری جدید انها پروژه های نفت و گاز به اجرا در امده و بتوانیم سهم خود را در سطح بازارهای جهانی و سهمیه اوپک حفظ نمائیم.

وجود ذخایر عظیم نفت و گاز موجود در ایران ، اتکاء اقتصاد ایران به فروش نفت ودر قالب یک اقتصاد تک محصولی ، معاملات نفت و گاز را برای جمهوری اسلامی ایران ، از اهمیت ویژه ای برخوردار نموده است و پرداختن به روش های بیشبرد و ارتقاء کیفیت قراردادهای فروش نفت و گاز بر طرف نمودن چالشها و نواقص این نوع قراردادها ، در کوتاه مدت و بلند مدت، منافع حق جمهوری اسلامی ایران را تثبیت و تضمین خواهد نمود.

قراردادهای فروش نفت خام و گاز طبیعی ، در بالا دست ، بطور کلاسیک به انواع قراردادهای:

الف- قراردادهای امتیازی[1]

ب- قراردادهای مشارکت[2]

ج – قراردادهای خدمت [3]

قرارداد امتیازی قدیمی ترین نوع قراردادهای نفتی است که تقریبا تا اواسط دهه پنجاه قرن حاضر کلیه قراردادهای نفتی در این قالب منعقد می شد. در حال حاضر نیز

ایارن با داشتن 9% ذخایر نفت جهان و تقریبا 18% ذخایر کاز جهان مقام چهارم در نفت و مقام دوم در گاز را به خود اختصاص داده است. در ابتدای سال 1385 حجم ذخایر اثبات شده نفت و گاز این کشور به ترتیب 136 میلیارد بشکه و 28 ریلیون متر مکعب بوده که ذخیر منحصر به فردی به شمار میروند به طوریکه در سالهای اخیر شرکت ملی نفت ایران در رده بالای سهام در بین چهار شرکت بزرگ نفتی جهان قرار داشته است (کوکیی 1386-16).

شرکت ملی نفت ایران هم اکنون از ظرفیت تولید روزانه 2/4 میلیون بشکه نفت خام و متجاوز از 430 میلیون متر مکعب گاز طبیعی برخوردار است . و در سه جزیره خارک ، لاوان ، سیری از 17 اسکله برای پهلو گیری انواع کشتی های نفت کش و صدور نفت خام صادراتی بهره بردای می نمایند. از مجموع ذخایر هیدروکربوری مایع کشور 23% آن در حوزه های دریایی واقع شده اند. هم چنین بیش از 67% ذخایر گازی کشور نیز در مناطق دریایی قرار دارند . بنابراین حدود 47% کل ذخایر هیدروکربوری کشور در مناطق دریایی واقع شده اند (اقتصاد انرژی 1386*18)

چنانچه ذخایر جدید نفتی و گازی کشف نشود و نرخ تولید سال 1385 ثابت بماند ذخائر نفت خام و میعانات گازی کشور تا 87 سال و گاز طبیعی تا 178 سال اینده قادر به ادامه تولید خواهند بود. از طرفی به مرور زمان با افت فشار مخازن و کوتاه شدن ستون نفتی چاه ها و در نتیجه تولید اب و گاز اضافی ، کاهش تولید نفت خام اجتناب ناپذیر است. بر اساس تجربیات بدست امده سالیانه حدود 10% کاهش تولید طبیعی مناطق خشکی و دریایی براورد شده است. به طور کلی طی سالهای 1376 تا 1384 حدود 5/3 میلیون بشکه در روز از ظرفیت تولید نفت خام کشور کاسته شده است . شرکت ملی نفت ایران طی این سده نه تنها کاهش طبیعی تولید را جبران ننموده بلکه ظرفیت تولید نفت خام کشور در سال 1383 معادل 4253 هزار بشکه در روز و در سال 1384 معادل 4266 هزار بشکه روزانه بوده است. طی سالهای 1375 تا 1384 تولید گاز فنی کشور از 4/85 میلیارد متر مکعب به 8/158 میلیارد متر مکعب در سال افزایش یافته که این نشان دهنده 86% رشد کلی این دوره و رشد سالانه 13/7% میباشد.

دسترسی به تکنولوژی جدید برای افزایش کمی و کیفی تولید مستلزم منابع انرژی فراوانی است که منابع داخلی به تنهایی قادر به تامین آن نمی باشد و در نتیجه سرمایه گذاران خارجی بیاد به داخل کشور جلب شوند تا به کمک منابع ارزی و فناوری جدید انها پروژه های نفت و گاز به اجرا در امده و بتوانیم سهم خود را در سطح بازارهای جهانی و سهمیه اوپک حفظ نمائیم.

وجود ذخایر عظیم نفت و گاز موجود در ایران ، اتکاء اقتصاد ایران به فروش نفت ودر قالب یک اقتصاد تک محصولی ، معاملات نفت و گاز را برای جمهوری اسلامی ایران ، از اهمیت ویژه ای برخوردار نموده است و پرداختن به روش های بیشبرد و ارتقاء کیفیت قراردادهای فروش نفت و گاز بر طرف نمودن چالشها و نواقص این نوع قراردادها ، در کوتاه مدت و بلند مدت، منافع حق جمهوری اسلامی ایران را تثبیت و تضمین خواهد نمود.

قراردادهای فروش نفت خام و گاز طبیعی ، در بالا دست ، بطور کلاسیک به انواع قراردادهای:

الف- قراردادهای امتیازی[1]

ب- قراردادهای مشارکت[2]

ج – قراردادهای خدمت [3]

قرارداد امتیازی قدیمی ترین نوع قراردادهای نفتی است که تقریبا تا اواسط دهه پنجاه قرن حاضر کلیه قراردادهای نفتی در این قالب منعقد می شد. در حال حاضر نیز بیش از 100 کشور مختلف جهان از این قالب استفاده میکنند.

قرارداد مشارکت بر دو نوع است . قرارداد مشارکت در سود ( تسهیم منافع[4]) و قراردادهای مشارکت در تولید(تسهیم تولید) . این قالب قراردادی از اواخر دهه 1950 به میدان آمد و هم اکنون نوع دوم آن یعنی قرارداد تسهیم تولید (مشارکت در تولید) از نظر شرکت های بین المللی نفت مطلوبترین و مناسب ترین قالب حقوقی برای تنظیم روابط ان شرکت ها با کشور های نفت خیز جهان سوم در حال توسعه تلقی میشود.

این قراردادها به خاطر بار مالی سنگین و تبعات سیاسی گسترده ای که دارند ، با مذاکرات دقیق و شرایط قراردادی کاملا شفاف تعریف شده ، منعقد میگردند. در دورنمای نزدیک ، امکان استفاده از قراردادهای الکترونیکی برای قرارداهای فروش نفت خام و یا گاز طبیعی ، در بالا دست ، که معمولا مشتمل بر مراحل اکتشاف ، استخراج ، بهره برداری و انتقال میشود ، متصور نیست . لیکن از دیدگاه تبیین و توسعه حقوق بین الملل ، با تشریح و تکمیل شرایط قراردادی و قواعد رفع تعارض و ایجاد تضمین روانی برای سرمایه گذار خارجی از جهت جبران ضرر و زیان احتمالی و ایجاد مکانیزمهای شفاف رفع تعارض در قالبهای قراردادی از پیش تعریف شده ، میتوان امیدوار بود که این قبیل قراردادهای فروش نیز ، به طور الکترونیکی و غیر حضوری ، منعقد و اجرا شوند .

هر چند که تا حدود 40 سال دیگر ، تقریبا تمامی منابع هیدرو کربوری شناسایی شده فعلی ، مورد استحصال واقع شده و به اتمام خواهد رسید

لیکن در مورد معاملات نفت و فرآورده های نفتی و پتروشیمی ، در پایان دست ، وضعیت متفاوتی حاکم است. در این بازارها ، نفت خام استخراج ، استاندارد و آماده انتقال شده است و خرید و فروش آن هیچگونه ریسک یا تبعات سیاسی ندارد و قیمت آن همچون کالاهای دیگر ، تابع عرضه و تقاضای موچود در بازار است . این معاملات هم به صورت سنتی (مذاکره ای) و هم به صورت الکترونیکی قابل انعقاد است.

هم اکنون در بورسهای نفت که یک نوع بورس کالا هستند ، نفت و فرآورده های مرتبط با آن ، بطور الکترونیکی و در قالب قراردادهای آتی (future) و مکانیزمهای خاص مربوطه ، فروخته میشوند. از مهمترین بورسهای نفت ، میتوان به بورس نفت نیویورک ، بورس نفت سنگاپور و بورس نفت ایران اشاره نمود.

مطابق با اصل حاکمیت اراده ، طرفین قرارداد مجاز هستند در متن قرارداد ، قانون حاکم بر قرارداد را مشخص نمایند و قرارداد و کلیه تعهدات ناشی از آنرا تابع آن قانون نمایند . این اصل را قانون منظور طرفین (Loid’autonomic)مینامند[5] . قانون منظور طرفین ، بطور سنتی محدود به قانون ملی طرفین قرارداد است.[6]

لیکن چنانچه قانون منظور طرفین ، در متن قرارداد ذکر نشده باشد ، قانون حاکم بر قرارداد ، از دو روش تعیین میشود. در اولین مرحله قانون حاکم بر قرارداد الزاما قانونی خواهد بود که از پیش تعیین شده است مثلا قانون محل انعقاد عقد در مورد قراردادهای حمل ونقل و یا قانون محل اجرای عقد در مورد قرارداد کار و یا قانون محل سکونت عادی فروشنده در مورد قرارداد بیع بین المللی اشیاء منقول مادی (مطابق با مواد 2 و 3 قرارداد 15 ژوئن 1955 در مورد بیع بین المللی اشیاء منقول مادی) .

لیکن چنانچه مورد ، مشمول حالت نخست نباشد ، قانون حاکم بر قرارداد توسط مرجع قضایی رسیدگی کننده ، و از طریق بررسی عوامل ارتباط با قرارداد و تعیین تعهد شاخص قرارداد که حاکی از اراده ضمنی متعاقدین باشد ، میبایست تعیین شود . از جمله این قراین و امارات میتوان تبعیت طرفین قرارداد ، محل انعقاد قرارداد ، محل اجرای قرارداد ، محل پرداخت وجه قرارداد ، واحد پول مندرج در متن قرارداد و غیره اشاره نمود.

مقالات و پایان نامه ارشد

 بیش از 100 کشور مختلف جهان از این قالب استفاده میکنند.

قرارداد مشارکت بر دو نوع است . قرارداد مشارکت در سود ( تسهیم منافع[4]) و قراردادهای مشارکت در تولید(تسهیم تولید) . این قالب قراردادی از اواخر دهه 1950 به میدان آمد و هم اکنون نوع دوم آن یعنی قرارداد تسهیم تولید (مشارکت در تولید) از نظر شرکت های بین المللی نفت مطلوبترین و مناسب ترین قالب حقوقی برای تنظیم روابط ان شرکت ها با کشور های نفت خیز جهان سوم در حال توسعه تلقی میشود.

این قراردادها به خاطر بار مالی سنگین و تبعات سیاسی گسترده ای که دارند ، با مذاکرات دقیق و شرایط قراردادی کاملا شفاف تعریف شده ، منعقد میگردند. در دورنمای نزدیک ، امکان استفاده از قراردادهای الکترونیکی برای قرارداهای فروش نفت خام و یا گاز طبیعی ، در بالا دست ، که معمولا مشتمل بر مراحل اکتشاف ، استخراج ، بهره برداری و انتقال میشود ، متصور نیست . لیکن از دیدگاه تبیین و توسعه حقوق بین الملل ، با تشریح و تکمیل شرایط قراردادی و قواعد رفع تعارض و ایجاد تضمین روانی برای سرمایه گذار خارجی از جهت جبران ضرر و زیان احتمالی و ایجاد مکانیزمهای شفاف رفع تعارض در قالبهای قراردادی از پیش تعریف شده ، میتوان امیدوار بود که این قبیل قراردادهای فروش نیز ، به طور الکترونیکی و غیر حضوری ، منعقد و اجرا شوند .

هر چند که تا حدود 40 سال دیگر ، تقریبا تمامی منابع هیدرو کربوری شناسایی شده فعلی ، مورد استحصال واقع شده و به اتمام خواهد رسید

لیکن در مورد معاملات نفت و فرآورده های نفتی و پتروشیمی ، در پایان دست ، وضعیت متفاوتی حاکم است. در این بازارها ، نفت خام استخراج ، استاندارد و آماده انتقال شده است و خرید و فروش آن هیچگونه ریسک یا تبعات سیاسی ندارد و قیمت آن همچون کالاهای دیگر ، تابع عرضه و تقاضای موچود در بازار است . این معاملات هم به صورت سنتی (مذاکره ای) و هم به صورت الکترونیکی قابل انعقاد است.

هم اکنون در بورسهای نفت که یک نوع بورس کالا هستند ، نفت و فرآورده های مرتبط با آن ، بطور الکترونیکی و در قالب قراردادهای آتی (future) و مکانیزمهای خاص مربوطه ، فروخته میشوند. از مهمترین بورسهای نفت ، میتوان به بورس نفت نیویورک ، بورس نفت سنگاپور و بورس نفت ایران اشاره نمود.

مطابق با اصل حاکمیت اراده ، طرفین قرارداد مجاز هستند در متن قرارداد ، قانون حاکم بر قرارداد را مشخص نمایند و قرارداد و کلیه تعهدات ناشی از آنرا تابع آن قانون نمایند . این اصل را قانون منظور طرفین (Loid’autonomic)مینامند[5] . قانون منظور طرفین ، بطور سنتی محدود به قانون ملی طرفین قرارداد است.[6]

لیکن چنانچه قانون منظور طرفین ، در متن قرارداد ذکر نشده باشد ، قانون حاکم بر قرارداد ، از دو روش تعیین میشود. در اولین مرحله قانون حاکم بر قرارداد الزاما قانونی خواهد بود که از پیش تعیین شده است مثلا قانون محل انعقاد عقد در مورد قراردادهای حمل ونقل و یا قانون محل اجرای عقد در مورد قرارداد کار و یا قانون محل سکونت عادی فروشنده در مورد قرارداد بیع بین المللی اشیاء منقول مادی (مطابق با مواد 2 و 3 قرارداد 15 ژوئن 1955 در مورد بیع بین المللی اشیاء منقول مادی) .

لیکن چنانچه مورد ، مشمول حالت نخست نباشد ، قانون حاکم بر قرارداد توسط مرجع قضایی رسیدگی کننده ، و از طریق بررسی عوامل ارتباط با قرارداد و تعیین تعهد شاخص قرارداد که حاکی از اراده ضمنی متعاقدین باشد ، میبایست تعیین شود . از جمله این قراین و امارات میتوان تبعیت طرفین قرارداد ، محل انعقاد قرارداد ، محل اجرای قرارداد ، محل پرداخت وجه قرارداد ، واحد پول مندرج در متن قرارداد و غیره اشاره نمود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:47:00 ب.ظ ]




، 4 فصل و نتیجه گیری می باشد با نگاهی حقوقی تشکیل دولت مستقل فلسطینی و موانع بر سر راه آن را مورد بررسی قرار دهیم .

1-2 هدف

هدف از نگارش این پایان نامه این است که :

  • روند سازش و ارائه راهکارها برای ایجاد دولت مستقل فلسطینی
  • ضرورت تشکیل دولت مستقل فلسطینی بر اساس نقش سازمان های بین المللی
  • مشکلات و موانع از جمله : آوارگان ، دیوار حائل ، مسئله مرزها و مشخص نبودن مرزها

که هرکدام را بایستی مورد بررسی قرار داد .

1-3 بیان مسئله :

1-4 سوال های تحقیق :

در این رساله به این سئوال پاسخ داده می شود که در تشکیل دولت مستقل فلسطینی مولفه های منشأ اثر کدامند ؟ ومهمترین رویدادهای تاریخی در بحران فلسطین چه مواردی بوده است ؟ و سازمان های بین المللی خصوصا سازمان ملل متحد در تشکیل دولت مستقل فلسطینی چه جایگاهی دارد و نقش آن چیست؟

1-5 فرضیه های تحقیق :

به نظر می رسد، تشکیل دولت فلسطین سازگار با هنجارهای حقوق بین الملل معاصر بوده و حتی می تواند کلاسیک باشد . در این راستا سازمان های بین المللی از قبیل سازمان ملل متحد نقش ایفا نموده اند.

1-6 روش تحقیق :

در این پایان نامه سعی شده است با روش گرد آوری اطلاعات به بررسی سوابق مربوط به گفتگوهای صلح و تأثیر آن بر روند شکل گیری دولت مستقل فلسطینی پرداخته شده است .

1-7 مشکلات تحقیق :

یکی از بزرگترین مشکلات دوری از مراکز اطلاعات و همچنین به دلیل آنکه این بحران ماهیتی سیاسی دارد ، تفکیک بین جنبه های حقوقی و سیاسی یکی دیگر از مسائل حساس برای نگارنده بوده است .

2-1 تاریخچه فلسطین :

تاکنون مسلمانان ، ایرانیان ، مصریان ، رومی ها ، عثمانیها ، انگلیسی ها ، یهودی ها و سلسله های کوچک و بزرگ دیگری در منطقه فلسطین حکمرانی کرده اند که مدت حکمرانی هر کدام متفاوت بوده و در طول تاریخ فلسطین بارها دست به دست شده است .

2-1-1 ساکنان اولیه سرزمین فلسطین چه کسانی بودند ؟

بررسی مستند تاریخی از سابقه حضور اقوام مختلف در فلسطین از ابتدای تاریخ تا امروز نشان می دهد که قدیمی ترین و اولین ساکنان این سرزمین اجداد مردم مسلمانی بودند که امروز برای بیرون راندن بیگانه از خانه و کاشانه به مبارزه برخاسته اند . برای اثبات این ادعا می بایست اعماق تاریخ را مورد کاوش قرار دهیم تا در یابیم کدام اقوام و یا ملتی و یا کدام آیین اعتقادی برای اولین بار که در این سرزمین حضور پیدا نموده به این حضور استمرار بخشیده اند چرا که حق سیاسی به هر سرزمینی بر اساس اصولی چون حق تقدم تصرف ، طول مدت و تداوم حاکمیت ، ویژگی های نژادی و جمعیت فعلی ان سرزمین تعیین میشود .

اسناد و مطالعات باستان شناسی نشان می دهد که سابقه تاریخی فعلی فلسطین به حدود 3 هزار سال قبل از میلاد مسیح بر میگردد و برای اولین بار قبایلی از کنعانی های جزیره العرب به این سرزمین کوچ کرده و در انجا ساکن شدند باستان شناسان می گویند: « اسکلت ها و شکل های فسیل های بر جای مانده از ساکنان حدود پنجاه هزار تا بیست هزار قبل در این منطقه به خاندان و تبار سام و حام ( فرزندان نوح پیامبر ) تعلق دارد . این مطلب با شرح کتاب مقدس – شامل عهد عتیق و جدید – که کنعانیان اولین ساکنان فلسطین بودند کاملا مطابقت دارد » .

کنعان پسر حام و حام وسام و یافیت سه برادر بودند که بعد از طوفان نوح باقی مانده و همه افراد بشر از نسل آنها هستند .

بنابراین همان گونه که در تاریخ آمده است کنعانی های عرب اولین مردمانی بودند که در این سرزمین ساکن شدند و نام « ارض کنعان » را بر آن نهادند .

، 4 فصل و نتیجه گیری می باشد با نگاهی حقوقی تشکیل دولت مستقل فلسطینی و موانع بر سر راه آن را مورد بررسی قرار دهیم .

1-2 هدف

هدف از نگارش این پایان نامه این است که :

  • روند سازش و ارائه راهکارها برای ایجاد دولت مستقل فلسطینی
  • ضرورت تشکیل دولت مستقل فلسطینی بر اساس نقش سازمان های بین المللی
  • مشکلات و موانع از جمله : آوارگان ، دیوار حائل ، مسئله مرزها و مشخص نبودن مرزها

که هرکدام را بایستی مورد بررسی قرار داد .

1-3 بیان مسئله :

1-4 سوال های تحقیق :

در این رساله به این سئوال پاسخ داده می شود که در تشکیل دولت مستقل فلسطینی مولفه های منشأ اثر کدامند ؟ ومهمترین رویدادهای تاریخی در بحران فلسطین چه مواردی بوده است ؟ و سازمان های بین المللی خصوصا سازمان ملل متحد در تشکیل دولت مستقل فلسطینی چه جایگاهی دارد و نقش آن چیست؟

1-5 فرضیه های تحقیق :

به نظر می رسد، تشکیل دولت فلسطین سازگار با هنجارهای حقوق بین الملل معاصر بوده و حتی می تواند کلاسیک باشد . در این راستا سازمان های بین المللی از قبیل سازمان ملل متحد نقش ایفا نموده اند.

1-6 روش تحقیق :

در این پایان نامه سعی شده است با روش گرد آوری اطلاعات به بررسی سوابق مربوط به گفتگوهای صلح و تأثیر آن بر روند شکل گیری دولت مستقل فلسطینی پرداخته شده است .

1-7 مشکلات تحقیق :

یکی از بزرگترین مشکلات دوری از مراکز اطلاعات و همچنین به دلیل آنکه این بحران ماهیتی سیاسی دارد ، تفکیک بین جنبه های حقوقی و سیاسی یکی دیگر از مسائل حساس برای نگارنده بوده است .

2-1 تاریخچه فلسطین :

تاکنون مسلمانان ، ایرانیان ، مصریان ، رومی ها ، عثمانیها ، انگلیسی ها ، یهودی ها و سلسله های کوچک و بزرگ دیگری در منطقه فلسطین حکمرانی کرده اند که مدت حکمرانی هر کدام متفاوت بوده و در طول تاریخ فلسطین بارها دست به دست شده است .

2-1-1 ساکنان اولیه سرزمین فلسطین چه کسانی بودند ؟

بررسی مستند تاریخی از سابقه حضور اقوام مختلف در فلسطین از ابتدای تاریخ تا امروز نشان می دهد که قدیمی ترین و اولین ساکنان این سرزمین اجداد مردم مسلمانی بودند که امروز برای بیرون راندن بیگانه از خانه و کاشانه به مبارزه برخاسته اند . برای اثبات این ادعا می بایست اعماق تاریخ را مورد کاوش قرار دهیم تا در یابیم کدام اقوام و یا ملتی و یا کدام آیین اعتقادی برای اولین بار که در این سرزمین حضور پیدا نموده به این حضور استمرار بخشیده اند چرا که حق سیاسی به هر سرزمینی بر اساس اصولی چون حق تقدم تصرف ، طول مدت و تداوم حاکمیت ، ویژگی های نژادی و جمعیت فعلی ان سرزمین تعیین میشود .

اسناد و مطالعات باستان شناسی نشان می دهد که سابقه تاریخی فعلی فلسطین به حدود 3 هزار سال قبل از میلاد مسیح بر میگردد و برای اولین بار قبایلی از کنعانی های جزیره العرب به این سرزمین کوچ کرده و در انجا ساکن شدند باستان شناسان می گویند: « اسکلت ها و شکل های فسیل های بر جای مانده از ساکنان حدود پنجاه هزار تا بیست هزار قبل در این منطقه به خاندان و تبار سام و حام ( فرزندان نوح پیامبر ) تعلق دارد . این مطلب با شرح کتاب مقدس – شامل عهد عتیق و جدید – که کنعانیان اولین ساکنان فلسطین بودند کاملا مطابقت دارد » .

کنعان پسر حام و حام وسام و یافیت سه برادر بودند که بعد از طوفان نوح باقی مانده و همه افراد بشر از نسل آنها هستند .

بنابراین همان گونه که در تاریخ آمده است کنعانی های عرب اولین مردمانی بودند که در این سرزمین ساکن شدند و نام « ارض کنعان » را بر آن نهادند .

در میان قبایل مهاجر کنعانی ، قبیله « یبوس » که مهم ترین آنان بود ، در محل بیت المقدس فعلی سکنی گزید و به همین دلیل ، در تاریخ یکی از اسامی معروف بیت المقدس به نام « یبوس » ثبت شده است . کنعانیان فرمانروایی داشتند به نام ملک صادق ، از آنجا که این حاکم دوستدار صلح،آرامش ،آبادانی، و تمدن سازی بود ، شهر یبوس به احترام وی ، به تدریج نام « اورسالم » یعنی شهر سالم یا شهر صلح و آرامش به خود گرفت . در کتاب عهد عتیق یهودیان آمده است که « اورسالم » یا یورشالم همان « یبوس » است .[1]

پس از ورود کنعانی ها به سرزمین فلسطین فعلی ، اقوام دیگری هم به تدریج راهی این سرزمین شدند . آموریان ، حتبان ، حویان ، فلسطی ها و… اقوامی هستند که پیش از عبرانی ها در این سرزمین سکونت داشتند . یهودیان خود را از نژاد عبرانی به حساب آورده و عبرانی ها هم خود را از اولاد حضرت ابراهیم (ع) می دانند . از میان اقوامی که پیش از عبرانی ها در فلسطین زندگی می کردند قوم فلسطی از اهمیت و ویژگی خاصی برخوردار بود و به همین دلیل ، ارض کنعان به فلسطین تغییر نام داد .[2]

ابرام و خانوادش چون از آن سوی رودخانه فرات آمده بودند ، در موطن تازه شان به عبرانیان معروف شدند ، اصطلاحی که معمولا از ریشه ای به نام «آن سو» مأخوذ است ،هر چند هم ریشه بودن این اصطلاح با نام اقوام بیابانگرد habiru یا khabiru ، که بین حدود سال 2000 و قرن یازدهم ق.م در شرق آسیای غربی ظاهر گردیدند ، به هیچ وجه نامحتمل نیست .

پس از اقامتی کوتاه در مصر به سبب قحط سالی در کنعان ، ابرام به نقب بازگشت و سرانجام در دشت ممری [6]در مجاورت شهری که بعدا به حبرون[7] معروف شد ساکن گردید . در آنجا مکاشفه ای تجربه کرد که آنچه را از همان آغاز پیشگویی کرده بود تایید می کرد مبنی بر این که رهایی او از اور ناشی از اراده و مشیت خاص خداوند و در راستای غایت مشخصی بود : « پس وی را گفت من هستم یهوه که تو را از اور کلدانیان بیرون آوردم تا این زمین را به ارثیت به تو بخشم » . این وعده بعدا از طریق میثاق خداوند با ابرام که به واسطه آن بنیا نگذار امتی تازه ( امت برگزیده خدا ) گردید ، تأیید شد – امتی که نه برای سلطه جویی بلکه برای پرستش خداوند برگزیده شده بود .

رسالت ابراهیم برای تحقق وعده های خداوند را پس از او فرزندش اسحاق و پس از اسحاق ، یعقوب ادامه دارد و خدا میثاق خود را با هر دوی آنان با همه وعده هایی که در پی داشت ، از نو تجدید کرد . نام یعقوب پس از تجربه اسرار آمیز کشتی گرفتن با فرشته ای ، به اسراییل تغییر یافت واژه ای که به معنای کسی است که « همراه خدا می جنگد » و این نام ، که اساسا فحوای دینی داشت ، سرانجام جانشین نام « عبری » گردید که ذریه امت ابراهیمی به آن معروف بودند .[8]

در انجیل آمده است ، موسی یهودیان یا بخشی از آنان را به خارج از مصر هدایت نمود تحت فرمان یوشع بن نون « رهبر یهودیان پس از رحلت حضرت موسی » ، یهودیان قبایل و شهرهای کنعان را فتح کردند . با توجه به روایات انجیل می توان تخمین زد که داوود 1000 سال قبل از میلاد مسیح بیت المقدس را فتح کرد و امپراطوری خود را در بیشتر سرزمین کنعان ( شامل قسمتی از اردن ) تأسیس کرد . پس از مرگ سلیمان     ( فرزند داوود ) امپراطوری یهود به دو بخش یعنی یهودیه در جنوب و اسرائیل در شمال تقسیم شد و هر وقت یهودیان در سالهای بعدی به حکمرانی می پرداختند ، بیت المقدس مرکز حاکمیت و عبادت یهودیان باقی میماند و این امر تا زمان قیام یهود ( 133 سال پس از میلاد مسیح ) ادامه داشت .

آشورائیان 722 یا 721 سال پیش از میلاد مسیح اسرائیل و بابلیان 586 سال پیش از میلاد مسیح ، یهودیه را فتح کردند . آنها معبد سلیمان در بیت المقدس را ویران کرده و بسیاری از یهودیان را اخراج کردند . 50 سال بعد ، کوروش کبیر ( پادشاه ایران ) بابل را فتح کرد و به تعدادی از یهودیان اجازه داد تا آن شهر را بازسازی کرده و در همانجا زندگی کنند . به هر حال ، تعداد زیادی از یهودیان در بابل باقی مانده و اولین دوران سرگردانی را شکل دادند . پس از تأسیس دولت یا دولت تحت الحمایه یهود ، بابلی ها اخراج شده روابط را با مسئولان آنجا حفظ کردند . [10]

در سال 330 قبل از میلاد ، اسکندر مقدونی بر کل خاورمیانه از جمله فلسطین ، سلطه پیدا کرد . با فوت اسکندر ، اختلاف و کشمکش بین فرماندهان وی بر سر حکومت بر فلسطین منجر به تضعیف و تفرقه در حاکمیت این سرزمین شد .[11] حدودا 200 سال پیش از میلاد مسیح یکی از ژنرالها سلسله جدیدی را تأسیس نموده و کنترل بیشتر قلمرو فلسطین را بدست آورد . در ابتدا حکمرانان جدید « سلوکی ها » به یهودیان اجازه انجام آئین شان را دادند ولی بعدها یکی از پادشاهان بنام انتیوکوس چهارم ، سعی کرد تا این یهودیت را ممنوع کند . در سال 167 پیش از میلاد مسیح ، یهودیان تحت فرمان مکابی ها و با حمایت امپرطوری روم قیام کردند و اختیارات بسیاری را بدست آوردند و بیت المقدس را پایتخت خود کردند . با توجه به اسناد تاریخ نگاران رومی ، وقتی یهودا ( فرزند یعقوب ) با مردم و مجلس سنای روم پیمان دوستی بست ، امپراطوری او نیز در 164 سال پیش از میلاد مسیح تحت حمایت رومی ها در آمد[12] یهودیان در سال 142 قبل از میلاد ، دست به شورش زدند . اما تلاش آنها برای کسب استقلال چندان دوام نیاورد . [13]

در سال 63 قبل از میلاد مسیح ، فلسطین توسط پمبیوس سردار رومی فتح و اورشلیم به ویرانه تبدیل شد که در دوران حاکمیت رومیان بر اورشلیم حضرت مسیح در بیت اللحم دیده به جهان گشود .[14]رومی ها در 70 سال پس از میلاد مسیح و 132 سال پس از میلاد مسیح ، شورشهای یهودیان را سرکوب کرد و در 135 سال پس از میلاد مسیح آنها را از بیت المقدس خارج کردند . [15]در خود بیت المقدس از سال 135 میلادی تا 500 سال بعد از آن فقط 59 نفر یهودی زندگی می کردند .[16]

در همین دوره رومی ها آن منطقه را پلسطینا نامیدند . که این نام از هرودت گرفته شده است . اغلب یهودیانی که به انجام آئین شان ادامه می دادند از فلسطین مهاجرت کرده و یا به زور اخراج شدند و سرانجام دومین دوران سرگردانی آغاز شد و تعدادی از جوامع یهودی در جلیله که در شمالی ترین قسمت فلسطین بود باقی ماندند . تا قرن 4 پس از میلاد مسیح ، فلسطین تحت فرمان امپراطوری روم شرقی بر آن حکمرانی می کرد . در آن زمان مسیحیت تمام فلسطین را فرا گرفته بود . جمعیتی که شامل یهودیت بود به مسیحیت و الحادیون تبدیل شدند .

پایان نامه

 

در میان قبایل مهاجر کنعانی ، قبیله « یبوس » که مهم ترین آنان بود ، در محل بیت المقدس فعلی سکنی گزید و به همین دلیل ، در تاریخ یکی از اسامی معروف بیت المقدس به نام « یبوس » ثبت شده است . کنعانیان فرمانروایی داشتند به نام ملک صادق ، از آنجا که این حاکم دوستدار صلح،آرامش ،آبادانی، و تمدن سازی بود ، شهر یبوس به احترام وی ، به تدریج نام « اورسالم » یعنی شهر سالم یا شهر صلح و آرامش به خود گرفت . در کتاب عهد عتیق یهودیان آمده است که « اورسالم » یا یورشالم همان « یبوس » است .[1]

پس از ورود کنعانی ها به سرزمین فلسطین فعلی ، اقوام دیگری هم به تدریج راهی این سرزمین شدند . آموریان ، حتبان ، حویان ، فلسطی ها و… اقوامی هستند که پیش از عبرانی ها در این سرزمین سکونت داشتند . یهودیان خود را از نژاد عبرانی به حساب آورده و عبرانی ها هم خود را از اولاد حضرت ابراهیم (ع) می دانند . از میان اقوامی که پیش از عبرانی ها در فلسطین زندگی می کردند قوم فلسطی از اهمیت و ویژگی خاصی برخوردار بود و به همین دلیل ، ارض کنعان به فلسطین تغییر نام داد .[2]

ابرام و خانوادش چون از آن سوی رودخانه فرات آمده بودند ، در موطن تازه شان به عبرانیان معروف شدند ، اصطلاحی که معمولا از ریشه ای به نام «آن سو» مأخوذ است ،هر چند هم ریشه بودن این اصطلاح با نام اقوام بیابانگرد habiru یا khabiru ، که بین حدود سال 2000 و قرن یازدهم ق.م در شرق آسیای غربی ظاهر گردیدند ، به هیچ وجه نامحتمل نیست .

پس از اقامتی کوتاه در مصر به سبب قحط سالی در کنعان ، ابرام به نقب بازگشت و سرانجام در دشت ممری [6]در مجاورت شهری که بعدا به حبرون[7] معروف شد ساکن گردید . در آنجا مکاشفه ای تجربه کرد که آنچه را از همان آغاز پیشگویی کرده بود تایید می کرد مبنی بر این که رهایی او از اور ناشی از اراده و مشیت خاص خداوند و در راستای غایت مشخصی بود : « پس وی را گفت من هستم یهوه که تو را از اور کلدانیان بیرون آوردم تا این زمین را به ارثیت به تو بخشم » . این وعده بعدا از طریق میثاق خداوند با ابرام که به واسطه آن بنیا نگذار امتی تازه ( امت برگزیده خدا ) گردید ، تأیید شد – امتی که نه برای سلطه جویی بلکه برای پرستش خداوند برگزیده شده بود .

رسالت ابراهیم برای تحقق وعده های خداوند را پس از او فرزندش اسحاق و پس از اسحاق ، یعقوب ادامه دارد و خدا میثاق خود را با هر دوی آنان با همه وعده هایی که در پی داشت ، از نو تجدید کرد . نام یعقوب پس از تجربه اسرار آمیز کشتی گرفتن با فرشته ای ، به اسراییل تغییر یافت واژه ای که به معنای کسی است که « همراه خدا می جنگد » و این نام ، که اساسا فحوای دینی داشت ، سرانجام جانشین نام « عبری » گردید که ذریه امت ابراهیمی به آن معروف بودند .[8]

در انجیل آمده است ، موسی یهودیان یا بخشی از آنان را به خارج از مصر هدایت نمود تحت فرمان یوشع بن نون « رهبر یهودیان پس از رحلت حضرت موسی » ، یهودیان قبایل و شهرهای کنعان را فتح کردند . با توجه به روایات انجیل می توان تخمین زد که داوود 1000 سال قبل از میلاد مسیح بیت المقدس را فتح کرد و امپراطوری خود را در بیشتر سرزمین کنعان ( شامل قسمتی از اردن ) تأسیس کرد . پس از مرگ سلیمان     ( فرزند داوود ) امپراطوری یهود به دو بخش یعنی یهودیه در جنوب و اسرائیل در شمال تقسیم شد و هر وقت یهودیان در سالهای بعدی به حکمرانی می پرداختند ، بیت المقدس مرکز حاکمیت و عبادت یهودیان باقی میماند و این امر تا زمان قیام یهود ( 133 سال پس از میلاد مسیح ) ادامه داشت .

آشورائیان 722 یا 721 سال پیش از میلاد مسیح اسرائیل و بابلیان 586 سال پیش از میلاد مسیح ، یهودیه را فتح کردند . آنها معبد سلیمان در بیت المقدس را ویران کرده و بسیاری از یهودیان را اخراج کردند . 50 سال بعد ، کوروش کبیر ( پادشاه ایران ) بابل را فتح کرد و به تعدادی از یهودیان اجازه داد تا آن شهر را بازسازی کرده و در همانجا زندگی کنند . به هر حال ، تعداد زیادی از یهودیان در بابل باقی مانده و اولین دوران سرگردانی را شکل دادند . پس از تأسیس دولت یا دولت تحت الحمایه یهود ، بابلی ها اخراج شده روابط را با مسئولان آنجا حفظ کردند . [10]

در سال 330 قبل از میلاد ، اسکندر مقدونی بر کل خاورمیانه از جمله فلسطین ، سلطه پیدا کرد . با فوت اسکندر ، اختلاف و کشمکش بین فرماندهان وی بر سر حکومت بر فلسطین منجر به تضعیف و تفرقه در حاکمیت این سرزمین شد .[11] حدودا 200 سال پیش از میلاد مسیح یکی از ژنرالها سلسله جدیدی را تأسیس نموده و کنترل بیشتر قلمرو فلسطین را بدست آورد . در ابتدا حکمرانان جدید « سلوکی ها » به یهودیان اجازه انجام آئین شان را دادند ولی بعدها یکی از پادشاهان بنام انتیوکوس چهارم ، سعی کرد تا این یهودیت را ممنوع کند . در سال 167 پیش از میلاد مسیح ، یهودیان تحت فرمان مکابی ها و با حمایت امپرطوری روم قیام کردند و اختیارات بسیاری را بدست آوردند و بیت المقدس را پایتخت خود کردند . با توجه به اسناد تاریخ نگاران رومی ، وقتی یهودا ( فرزند یعقوب ) با مردم و مجلس سنای روم پیمان دوستی بست ، امپراطوری او نیز در 164 سال پیش از میلاد مسیح تحت حمایت رومی ها در آمد[12] یهودیان در سال 142 قبل از میلاد ، دست به شورش زدند . اما تلاش آنها برای کسب استقلال چندان دوام نیاورد . [13]

در سال 63 قبل از میلاد مسیح ، فلسطین توسط پمبیوس سردار رومی فتح و اورشلیم به ویرانه تبدیل شد که در دوران حاکمیت رومیان بر اورشلیم حضرت مسیح در بیت اللحم دیده به جهان گشود .[14]رومی ها در 70 سال پس از میلاد مسیح و 132 سال پس از میلاد مسیح ، شورشهای یهودیان را سرکوب کرد و در 135 سال پس از میلاد مسیح آنها را از بیت المقدس خارج کردند . [15]در خود بیت المقدس از سال 135 میلادی تا 500 سال بعد از آن فقط 59 نفر یهودی زندگی می کردند .[16]

در همین دوره رومی ها آن منطقه را پلسطینا نامیدند . که این نام از هرودت گرفته شده است . اغلب یهودیانی که به انجام آئین شان ادامه می دادند از فلسطین مهاجرت کرده و یا به زور اخراج شدند و سرانجام دومین دوران سرگردانی آغاز شد و تعدادی از جوامع یهودی در جلیله که در شمالی ترین قسمت فلسطین بود باقی ماندند . تا قرن 4 پس از میلاد مسیح ، فلسطین تحت فرمان امپراطوری روم شرقی بر آن حکمرانی می کرد . در آن زمان مسیحیت تمام فلسطین را فرا گرفته بود . جمعیتی که شامل یهودیت بود به مسیحیت و الحادیون تبدیل شدند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:47:00 ب.ظ ]




ایجاد اروپای واحد، یكی از بزرگترین حوادث تاریخی قرن بیستم بوده است. فرایندی كه بر اساس اهداف و ارزش‌های مشترك اروپای مدرن، حفظ صلح، توسعه اقتصادی، پیشرفت‌های اجتماعی و برتری بنا شده است. اندیشه همگرایی در اروپا به دوران شارلمان (شارل كبیر) در قرون 8 و 9 میلادی باز می‌گردد. شارل كبیر معتقد بود كه اروپائیان به دلیل داشتن فرهنگ، دین، زبان، نژاد، هنر و ادبیات نسبتاً مشترك باید متحد شوند تا به صورت قدرتی بزرگ در نظام بین‌المللی عمل كنند. همچنین تفكر پیدایش اتحادیه اروپا از زمان جنگ جهانی دوم و به زمان سخنرانی معروف چرچیل در زوریخ در سپتامبر 1944 بر می‌گردد كه در آن سخنرانی ایده ایالات متحده اروپا را مطرح كرد.

در ابتدا بازار مشتركی با شش عضو ایجاد شد و به طور كلی تاكنون پنج بار افزایش عضو داشته است. پیوستن دانمارك، ایرلند و انگلستان در 1973، یونان در 1981، پرتغال و اسپانیا در 1986، اتریش، فنلاند و سود در 1995 و قبرس، اسلواكی، استونی، مجارستان، لهستان، جمهوری چك، لتونی، لیتوانی، مالت، اسلوانی در 2004، این اتحادیه در حال حاضر 25 عضو دارد و از ابتدای سال 2007 نیز با پیوستن بلغارستان و رومانی، تعداد اعضای آن به 27 عضو خواهد رسید.

تغییر نام رسمی بازار مشترك اروپا (EEC) به اتحادیه اروپا (EU) و توسعه قلمروی این اتحادیه به 15 عضو، طبق پیمان ماستریخت در 7 فوریه 1992 اعمال شد. از سوی دیگر مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دهه شصت میلادی را دهه توسعه و عمران كشورهای در حال توسعه اعلام نمود و بر اهمیت همكاری بین كشورهای مختلف در چارچوب منطقه‌ای تأكید كرد. با وجود صف ‌بندی‌های سیاسی موجود در این منطقه از جهان، كشورهای ایران، تركیه و پاكستان تصمیم گرفتند تا با توجه به علایق تاریخی، فرهنگی و مرزهای مشترك یک سازمان همكاری چند جانبه تشكیل دهند. وجود برنامه‌های توسعه اقتصادی و صنعتی مشابه در هر سه كشور، اجرای طرح‌های صنعتی به شیوه غربی، نیاز به دریافت تكنولوژی، محدودیت ذخایر ارزی، استفاده از امكانات رفاهی منطقه و قرار گرفتن در یک منطقه استراتژیک سبب شد كه اندیشه ایجاد این سازمان تقویت شود.

سازمان همكاری عمران منطقه‌ای در دهه اول تشكیل با موفقیت چندانی روبرو نبود. اما پس از آن كشورها با اجرای طرح‌هایی مانند مثل تولید آلومینیوم در ایران، كاغذ و بلبرینگ در پاكستان، تدوین اساس‌نامه بانك سرمایه‌گذاری و توسعه و نیز تهیه پیش‌نویس مقررات همكاری‌های گمركی و تعرفه‌ای گام‌هایی را در راستای اهداف این سازمان برداشتند.

از سوی دیگر كشورهای تركیه و پاكستان فاقد ساختار اقتصادی مناسب تولید و دارای تقاضای مؤثر بودند. لذا برای دریافت كمك با ایران همكاری داشتند. ضعف تفكرات فراملی و همچنین برخی از تعهدات فرامنطقه‌ای برخی كشورهای عضو سازمان موجب شد تشكیلات و سازمان پیش‌بینی شده نتواند اهداف مورد نظر را تحقق بخشد، با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تحولات سیاسی، روند فعالیت سازمان همكاری عمران منطقه‌ای تا چند سال دچار ركود شد.

مبحث دوم: بیان مسئله

ایران از جمله كشورهایی است كه به لحاظ قرار گرفتن در موقعیت جغرافیایی بسیار مناسب از مزایای ترانزیتی خوبی بهره‌مند بوده و با گسترش شبكه حمل و نقل و ارتباطات مطمئن و كارآمد، می‌تواند از این مزایا در راستای افزایش درآمدهای ارزی و ارتقای موقعیت استراتژیک خود در منطقه به نحو مطلوب استفاده كند.

ایران می‌تواند با تقویت مناسبات منطقه‌ای از جمله گسترش تجارت با كشورهای واقع در این منطقه، فرایند یكپارچگی اقتصادی را به گونه‌ای مطمئن و با حفظ منافع ملی فراهم آورده و مبانی امنیت و اقتدار ملی كشور را تحكیم و تقویت كند.

بنابراین تعامل منطقه‌ای با كشورهای واقع در منطقه اكو می‌تواند فرصت مناسبی برای جمهوری اسلامی ایران محسوب شود. قرار گرفتن ایران در مركزیت جغرافیایی

ایجاد اروپای واحد، یكی از بزرگترین حوادث تاریخی قرن بیستم بوده است. فرایندی كه بر اساس اهداف و ارزش‌های مشترك اروپای مدرن، حفظ صلح، توسعه اقتصادی، پیشرفت‌های اجتماعی و برتری بنا شده است. اندیشه همگرایی در اروپا به دوران شارلمان (شارل كبیر) در قرون 8 و 9 میلادی باز می‌گردد. شارل كبیر معتقد بود كه اروپائیان به دلیل داشتن فرهنگ، دین، زبان، نژاد، هنر و ادبیات نسبتاً مشترك باید متحد شوند تا به صورت قدرتی بزرگ در نظام بین‌المللی عمل كنند. همچنین تفكر پیدایش اتحادیه اروپا از زمان جنگ جهانی دوم و به زمان سخنرانی معروف چرچیل در زوریخ در سپتامبر 1944 بر می‌گردد كه در آن سخنرانی ایده ایالات متحده اروپا را مطرح كرد.

در ابتدا بازار مشتركی با شش عضو ایجاد شد و به طور كلی تاكنون پنج بار افزایش عضو داشته است. پیوستن دانمارك، ایرلند و انگلستان در 1973، یونان در 1981، پرتغال و اسپانیا در 1986، اتریش، فنلاند و سود در 1995 و قبرس، اسلواكی، استونی، مجارستان، لهستان، جمهوری چك، لتونی، لیتوانی، مالت، اسلوانی در 2004، این اتحادیه در حال حاضر 25 عضو دارد و از ابتدای سال 2007 نیز با پیوستن بلغارستان و رومانی، تعداد اعضای آن به 27 عضو خواهد رسید.

تغییر نام رسمی بازار مشترك اروپا (EEC) به اتحادیه اروپا (EU) و توسعه قلمروی این اتحادیه به 15 عضو، طبق پیمان ماستریخت در 7 فوریه 1992 اعمال شد. از سوی دیگر مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دهه شصت میلادی را دهه توسعه و عمران كشورهای در حال توسعه اعلام نمود و بر اهمیت همكاری بین كشورهای مختلف در چارچوب منطقه‌ای تأكید كرد. با وجود صف ‌بندی‌های سیاسی موجود در این منطقه از جهان، كشورهای ایران، تركیه و پاكستان تصمیم گرفتند تا با توجه به علایق تاریخی، فرهنگی و مرزهای مشترك یک سازمان همكاری چند جانبه تشكیل دهند. وجود برنامه‌های توسعه اقتصادی و صنعتی مشابه در هر سه كشور، اجرای طرح‌های صنعتی به شیوه غربی، نیاز به دریافت تكنولوژی، محدودیت ذخایر ارزی، استفاده از امكانات رفاهی منطقه و قرار گرفتن در یک منطقه استراتژیک سبب شد كه اندیشه ایجاد این سازمان تقویت شود.

سازمان همكاری عمران منطقه‌ای در دهه اول تشكیل با موفقیت چندانی روبرو نبود. اما پس از آن كشورها با اجرای طرح‌هایی مانند مثل تولید آلومینیوم در ایران، كاغذ و بلبرینگ در پاكستان، تدوین اساس‌نامه بانك سرمایه‌گذاری و توسعه و نیز تهیه پیش‌نویس مقررات همكاری‌های گمركی و تعرفه‌ای گام‌هایی را در راستای اهداف این سازمان برداشتند.

از سوی دیگر كشورهای تركیه و پاكستان فاقد ساختار اقتصادی مناسب تولید و دارای تقاضای مؤثر بودند. لذا برای دریافت كمك با ایران همكاری داشتند. ضعف تفكرات فراملی و همچنین برخی از تعهدات فرامنطقه‌ای برخی كشورهای عضو سازمان موجب شد تشكیلات و سازمان پیش‌بینی شده نتواند اهداف مورد نظر را تحقق بخشد، با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تحولات سیاسی، روند فعالیت سازمان همكاری عمران منطقه‌ای تا چند سال دچار ركود شد.

مبحث دوم: بیان مسئله

ایران از جمله كشورهایی است كه به لحاظ قرار گرفتن در موقعیت جغرافیایی بسیار مناسب از مزایای ترانزیتی خوبی بهره‌مند بوده و با گسترش شبكه حمل و نقل و ارتباطات مطمئن و كارآمد، می‌تواند از این مزایا در راستای افزایش درآمدهای ارزی و ارتقای موقعیت استراتژیک خود در منطقه به نحو مطلوب استفاده كند.

ایران می‌تواند با تقویت مناسبات منطقه‌ای از جمله گسترش تجارت با كشورهای واقع در این منطقه، فرایند یكپارچگی اقتصادی را به گونه‌ای مطمئن و با حفظ منافع ملی فراهم آورده و مبانی امنیت و اقتدار ملی كشور را تحكیم و تقویت كند.

بنابراین تعامل منطقه‌ای با كشورهای واقع در منطقه اكو می‌تواند فرصت مناسبی برای جمهوری اسلامی ایران محسوب شود. قرار گرفتن ایران در مركزیت جغرافیایی كشورهای عضو سازمان همكاری اقتصادی (اكو)، نقش مهمی برای ایران در برقراری ارتباط تجاری و اقتصادی فی‌مابین كشورهای عضو ایجاد كرده است. ایران می‌تواند در چارچوب همكاری‌ها و موافقت‌نامه‌های مختلف تجاری، در ترانزیت كالاهای صادراتی و وارداتی كشورهای عضو نقش مؤثر داشته باشد.

موقعیت جغرافیایی ایران در منطقه مذكور اهمیت ویژه‌ای به این كشور به لحاظ ترانزیت كالا و عبور خطوط لوله‌های نفت و گاز در اقتصاد جهانی بخشیده است. ایران با بهره‌گیری از این مزیت می‌تواند منافع بسیاری را به دست آورد و جایگاه اقتصادی خود را در سطوح منطقه‌ای و جهانی ارتقا بخشد. این مهم مستلزم درك واقعیت، بهره‌گیری از فرصت‌ها و كسب آمادگی لازم برای رقابت با رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی است.

از سوی دیگر وضعیت بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران سبب شده كه اتحادیه اروپا از كانال اكو و همچنین به صورت مستقیم در پی ارتباط با ایران بوده و به مذاكره با ایران در خصوص مسائل هسته‌ای بپردازد.

مبحث سوم: ضرورت و اهمیت تحقیق

تا پیش از تأسیس جامعه اقتصادی اروپا صادرات ایران به كشورهای عضو آن با مسئله خاصی روبرو نبود، اما از سال 1958 كه جامعه اقتصادی اروپا تأسیس شد، صادرات كالاهای ایرانی با دشواری‌هایی روبرو شد. این دشواری‌ها حاصل اتخاذ سیاست مشترك گمركی از سوی كشورهای عضو بود. برای رفع این مشكلات ایران از سال 1962 با جامعه اقتصادی اروپا وارد مذاكره شد كه به امضای یک قرارداد بازرگانی بین طرفین در سال 1963 منتهی شد. بر اساس این قرارداد حقوق گمركی برای برخی از كالاهای صادراتی ایران كاهش یافت. مدت این قرارداد پنج سال بود اما تا 1972 تمدید شد.

با انقلاب اسلامی ایران، روابط ایران با جامعه اقتصادی اروپا دچار فراز و نشیب زیادی شد كه تا امروز ادامه دارد. بر این اساس روابط ایران با اتحادیه اروپا را می‌توان به چند دوره تقسیم كرد.

دوره اول، دوره (1997-1992) است كه اتحادیه سیاست «گفتگوی انتقادی با ایران» را اتخاذ كرد و از سیاست آمریكا كه تحریک اقتصادی ایران بود، پیروی نكرد. با وجود این روابط اقتصادی ایران با اتحادیه همچنان غیر فعال بود.

دوره دوم، مربوط به سال‌های (2001-1997) است. در این دوره سیاستی مبنی بر تنش‌زدایی و انعطاف‌ بیشتر در مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی، فصل جدیدی در روابط اقتصادی ایران با اتحادیه اروپا گشوده شد. به طوری كه اتحادیه سیاست «گفتگوی انتقادی» را كنار گذاشت و بجای آن سیاست جدیدی كه مبتنی بر «مشاركت اقتصادی» در طرح‌های توسعه اقتصادی ایران بود، در پیش گرفت. در این مورد می‌توان به مشاركت اروپا در طرح‌های نفت و گاز ایران اشاره كرد.

تنش‌زدایی در روابط ایران با اتحادیه بسیار مهم می‌باشد زیرا اقتصاد ایران از دیرباز به اروپا گره خورده است. اروپا از مهمترین شركای تجاری ایران است و صنایع ایران از نظر تجهیزات، لوازم یدكی و قطعات به اروپا نیاز شدید دارد. با توجه به اینكه صنایع نفت و گاز ایران نیاز فوری به سرمایه و دانش فنی داشت و اروپا نیز نیازمند نفت ایران بود، در این راستا اروپا پس از آمریكا می‌توانست این نیاز را تأمین كند. كشور ما همواره یكی از سه كشور تأمین كننده نفت اتحادیه اروپا بوده است. علاوه‌بر آن، نیاز صنایع نفت ایران به سرمایه‌گذاری خارجی و ایجاد انگیزه فراوان برای شركت‌های نفتی اروپایی جهت سرمایه‌گذاری سبب شد كه اتحادیه اروپا قانون داماتو را كه از سوی آمریكا وضع شده بود رد كند. با توجه به این قانون، شركت‌های غیر آمریكایی كه بیش از 40 میلیون دلار در صنایع نفت و گاز ایران سرمایه‌گذاری كنند، مورد تحریم و مجازات اقتصادی آمریكا قرار خواهند گرفت.

پس از حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001 دوره سوم آغاز شد. در این دوره چرخش مهمی در روابط اقتصادی ایران و اتحادیه اروپا صورت گرفته است و مواضع اتحادیه اروپا در برابر ایران به مواضع آمریكا نزدیك‌تر شده است. به گونه‌ای كه اتحادیه اروپا ادامه گفتگو با ایران را مشروط كرده است. این گفتگوها در مورد انعقاد یک موافقت‌نامه تجارت و همكاری بوده است. كشورهای عضو اتحادیه اروپا در ژوئن 2003 با تصویب بیانیه‌ای، ادامه مذاكرات با ایران را مشروط به پیشرفت مثبت ایران در زمینه احترام به حقوق بشر، جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای، تروریسم و روند صلح خاورمیانه دانستند.

در میان این مسائل، فعالیت های هسته‌ای ایران ابعاد وسیع‌تری به خود گرفته است. در 21 سپتامبر 2003 وزرای خارجه سه كشور انگلیس، فرانسه و آلمان برای مذاكره درباره برنامه هسته‌ای ایران به تهران آمدند. به دنبال آن با صدور بیانیه‌ای اعلام شد كه ایران پروتكل الحاقی موسوم به 2+93 را امضاء خواهد كرد. موضع اروپا و آمریكا نسبت به برنامه هسته‌ای ایران بسیار به هم نزدیک است، زیرا دولت‌های آنها نمی‌خواهند انحصار قدرت هسته‌ای از دست آنان خارج شود و در دسترس كشورهای دیگر قرار بگیرد. به نظر می‌رسد موضع فن‌آوری هسته‌ای ایران، روابط آمریكا و اروپا را كه پیش از این به خاطر مسائل عراق رو به واگرایی بود، همگرا كرده است. هر چند در بررسی تاریخچه روابط ایران با اتحادیه اروپا، شاهد بوده‌ایم كه در مواقع بروز بحران در روابط این دو، اتحادیه اروپا همواره حل مسائل را با گفتگو و در بلندمدت امكان‌پذیر كرده و به آن اعتقاد داشته است. البته این مسئله خللی در مبادلات تجاری ایران با اتحادیه اروپا ایجاد نكرده است و اتحادیه همچنان بزرگترین شریک تجاری ایران است.

مبحث چهارم: چارچوب نظری

همزمان با رشد و گسترش منطقه‌گرایی در عرصه عملی، در عرصه نظری نیز نظریه‌پردازان مختلفی برای تبیین تحولات در این حوزه تلاش كرده‌اند. در نظریه‌های مختلف از دیدگاه‌های گوناگون، همگرایی منطقه‌ای توصیف و تحلیل شده است و در هر كدام، برخی پیش‌شرط‌ها و سازوكارها در موفقیت روند منطقه‌گرایی بیان شده است. جمع‌بندی بسیاری از نظریه‌ها نشان می‌دهد كه همگرایی منطقه‌ای، پدیده‌ای كثیرالاضلاع است كه برای تبیین آن، باید از نظریه‌های همساز استفاده كرد و فقط با یک نظریه یا تأكید بر یک دلیل، نمی‌توان به تبیین آن پرداخت. نظریه‌های نوكاركردگرایی[1] و صلح دموكراتیك، از مهمترین نظریه‌ها در این زمینه هستند .

منظور از همگرایی، فرایندی است كه در آن دولت‌های ملی برای حفظ منافع جمعی به همكاری گسترده با یكدیگر در زمینه‌های تجاری، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی می‌پردازند و به سوی وحدت گام می‌بردارند.

پایان نامه

 كشورهای عضو سازمان همكاری اقتصادی (اكو)، نقش مهمی برای ایران در برقراری ارتباط تجاری و اقتصادی فی‌مابین كشورهای عضو ایجاد كرده است. ایران می‌تواند در چارچوب همكاری‌ها و موافقت‌نامه‌های مختلف تجاری، در ترانزیت كالاهای صادراتی و وارداتی كشورهای عضو نقش مؤثر داشته باشد.

موقعیت جغرافیایی ایران در منطقه مذكور اهمیت ویژه‌ای به این كشور به لحاظ ترانزیت كالا و عبور خطوط لوله‌های نفت و گاز در اقتصاد جهانی بخشیده است. ایران با بهره‌گیری از این مزیت می‌تواند منافع بسیاری را به دست آورد و جایگاه اقتصادی خود را در سطوح منطقه‌ای و جهانی ارتقا بخشد. این مهم مستلزم درك واقعیت، بهره‌گیری از فرصت‌ها و كسب آمادگی لازم برای رقابت با رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی است.

از سوی دیگر وضعیت بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران سبب شده كه اتحادیه اروپا از كانال اكو و همچنین به صورت مستقیم در پی ارتباط با ایران بوده و به مذاكره با ایران در خصوص مسائل هسته‌ای بپردازد.

مبحث سوم: ضرورت و اهمیت تحقیق

تا پیش از تأسیس جامعه اقتصادی اروپا صادرات ایران به كشورهای عضو آن با مسئله خاصی روبرو نبود، اما از سال 1958 كه جامعه اقتصادی اروپا تأسیس شد، صادرات كالاهای ایرانی با دشواری‌هایی روبرو شد. این دشواری‌ها حاصل اتخاذ سیاست مشترك گمركی از سوی كشورهای عضو بود. برای رفع این مشكلات ایران از سال 1962 با جامعه اقتصادی اروپا وارد مذاكره شد كه به امضای یک قرارداد بازرگانی بین طرفین در سال 1963 منتهی شد. بر اساس این قرارداد حقوق گمركی برای برخی از كالاهای صادراتی ایران كاهش یافت. مدت این قرارداد پنج سال بود اما تا 1972 تمدید شد.

با انقلاب اسلامی ایران، روابط ایران با جامعه اقتصادی اروپا دچار فراز و نشیب زیادی شد كه تا امروز ادامه دارد. بر این اساس روابط ایران با اتحادیه اروپا را می‌توان به چند دوره تقسیم كرد.

دوره اول، دوره (1997-1992) است كه اتحادیه سیاست «گفتگوی انتقادی با ایران» را اتخاذ كرد و از سیاست آمریكا كه تحریک اقتصادی ایران بود، پیروی نكرد. با وجود این روابط اقتصادی ایران با اتحادیه همچنان غیر فعال بود.

دوره دوم، مربوط به سال‌های (2001-1997) است. در این دوره سیاستی مبنی بر تنش‌زدایی و انعطاف‌ بیشتر در مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی، فصل جدیدی در روابط اقتصادی ایران با اتحادیه اروپا گشوده شد. به طوری كه اتحادیه سیاست «گفتگوی انتقادی» را كنار گذاشت و بجای آن سیاست جدیدی كه مبتنی بر «مشاركت اقتصادی» در طرح‌های توسعه اقتصادی ایران بود، در پیش گرفت. در این مورد می‌توان به مشاركت اروپا در طرح‌های نفت و گاز ایران اشاره كرد.

تنش‌زدایی در روابط ایران با اتحادیه بسیار مهم می‌باشد زیرا اقتصاد ایران از دیرباز به اروپا گره خورده است. اروپا از مهمترین شركای تجاری ایران است و صنایع ایران از نظر تجهیزات، لوازم یدكی و قطعات به اروپا نیاز شدید دارد. با توجه به اینكه صنایع نفت و گاز ایران نیاز فوری به سرمایه و دانش فنی داشت و اروپا نیز نیازمند نفت ایران بود، در این راستا اروپا پس از آمریكا می‌توانست این نیاز را تأمین كند. كشور ما همواره یكی از سه كشور تأمین كننده نفت اتحادیه اروپا بوده است. علاوه‌بر آن، نیاز صنایع نفت ایران به سرمایه‌گذاری خارجی و ایجاد انگیزه فراوان برای شركت‌های نفتی اروپایی جهت سرمایه‌گذاری سبب شد كه اتحادیه اروپا قانون داماتو را كه از سوی آمریكا وضع شده بود رد كند. با توجه به این قانون، شركت‌های غیر آمریكایی كه بیش از 40 میلیون دلار در صنایع نفت و گاز ایران سرمایه‌گذاری كنند، مورد تحریم و مجازات اقتصادی آمریكا قرار خواهند گرفت.

پس از حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001 دوره سوم آغاز شد. در این دوره چرخش مهمی در روابط اقتصادی ایران و اتحادیه اروپا صورت گرفته است و مواضع اتحادیه اروپا در برابر ایران به مواضع آمریكا نزدیك‌تر شده است. به گونه‌ای كه اتحادیه اروپا ادامه گفتگو با ایران را مشروط كرده است. این گفتگوها در مورد انعقاد یک موافقت‌نامه تجارت و همكاری بوده است. كشورهای عضو اتحادیه اروپا در ژوئن 2003 با تصویب بیانیه‌ای، ادامه مذاكرات با ایران را مشروط به پیشرفت مثبت ایران در زمینه احترام به حقوق بشر، جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای، تروریسم و روند صلح خاورمیانه دانستند.

در میان این مسائل، فعالیت های هسته‌ای ایران ابعاد وسیع‌تری به خود گرفته است. در 21 سپتامبر 2003 وزرای خارجه سه كشور انگلیس، فرانسه و آلمان برای مذاكره درباره برنامه هسته‌ای ایران به تهران آمدند. به دنبال آن با صدور بیانیه‌ای اعلام شد كه ایران پروتكل الحاقی موسوم به 2+93 را امضاء خواهد كرد. موضع اروپا و آمریكا نسبت به برنامه هسته‌ای ایران بسیار به هم نزدیک است، زیرا دولت‌های آنها نمی‌خواهند انحصار قدرت هسته‌ای از دست آنان خارج شود و در دسترس كشورهای دیگر قرار بگیرد. به نظر می‌رسد موضع فن‌آوری هسته‌ای ایران، روابط آمریكا و اروپا را كه پیش از این به خاطر مسائل عراق رو به واگرایی بود، همگرا كرده است. هر چند در بررسی تاریخچه روابط ایران با اتحادیه اروپا، شاهد بوده‌ایم كه در مواقع بروز بحران در روابط این دو، اتحادیه اروپا همواره حل مسائل را با گفتگو و در بلندمدت امكان‌پذیر كرده و به آن اعتقاد داشته است. البته این مسئله خللی در مبادلات تجاری ایران با اتحادیه اروپا ایجاد نكرده است و اتحادیه همچنان بزرگترین شریک تجاری ایران است.

مبحث چهارم: چارچوب نظری

همزمان با رشد و گسترش منطقه‌گرایی در عرصه عملی، در عرصه نظری نیز نظریه‌پردازان مختلفی برای تبیین تحولات در این حوزه تلاش كرده‌اند. در نظریه‌های مختلف از دیدگاه‌های گوناگون، همگرایی منطقه‌ای توصیف و تحلیل شده است و در هر كدام، برخی پیش‌شرط‌ها و سازوكارها در موفقیت روند منطقه‌گرایی بیان شده است. جمع‌بندی بسیاری از نظریه‌ها نشان می‌دهد كه همگرایی منطقه‌ای، پدیده‌ای كثیرالاضلاع است كه برای تبیین آن، باید از نظریه‌های همساز استفاده كرد و فقط با یک نظریه یا تأكید بر یک دلیل، نمی‌توان به تبیین آن پرداخت. نظریه‌های نوكاركردگرایی[1] و صلح دموكراتیك، از مهمترین نظریه‌ها در این زمینه هستند .

منظور از همگرایی، فرایندی است كه در آن دولت‌های ملی برای حفظ منافع جمعی به همكاری گسترده با یكدیگر در زمینه‌های تجاری، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی می‌پردازند و به سوی وحدت گام می‌بردارند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:46:00 ب.ظ ]